تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٧ - صورتهايى از قيامت
مىاندازيم.» اين كوهها با عظمت و ضخامتى كه دارند به حركت مىافتند، و چون كوهها حركت كنند و بر جاى خود ثابت نمانند، آيا من مىتوانم بر جاى خود استوار و ثابت بمانم؟
هرگز ... چنين است زينت دنيا، پس امكان ندارد كه به چيزى اعتماد كنى و به آن متكى شوى، بدان سبب كه آن چيز تا ابد غير ثابت است.
وَ تَرَى الْأَرْضَ بارِزَةً- و زمين را هموار شده و صاف مىبينى.» هيچ چيز بر روى زمين ثبات و قرار ندارد، نه ساختمان و نه درخت و نه تپهها، و زمين صاف و هموار مىشود.
وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً- و (همه مردگان را) زنده كرديم و به محشر آورديم و يكى از آنها را فراموش نكرديم.» پس خدا، به خاطر آن كه گور كسى در جاى دور افتادهاى است، يا مدت درازى است كه از دنيا رفته، يا نام او در فهرست نيامده، يا نظاير اينها، او را فراموش نمىكند و همه مردمان بدون استثنا در زمين صاف و هموار محشر به صورت برهنه و بدون پوشش بر سرپا مىايستند.
[٤٨] وَ عُرِضُوا عَلى رَبِّكَ صَفًّا- و در صف قرار گرفته به پروردگارت عرضه مىشوند.»/ ٤٢٧ در صفهايى كه از اندازه آنها هيچ كس جز خدا آگاهى ندارد، زيرا كه همه آدميانى كه از ميليونها سال پيش تا پايان دنيا آفريده شده بودهاند در آن جا جمع مىشوند و در صفها قرار مىگيرند.
لَقَدْ جِئْتُمُونا كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ- به صورتى پيش ما آمديد كه نخستين بار شما را بدان صورت آفريديم.» مالها كجا است؟ فرزندان و عشيره كجا؟ و لقبها و منصبها كجا؟ و هيچ چيزى از آن روز بر جاى نمانده است؟
بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّنْ نَجْعَلَ لَكُمْ مَوْعِداً- گويا چنان مىپنداشتيد كه هرگز