تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٢ - درجات پايين رونده يا دركات نزول و فروافتادن
خدا به آن انسان اين باغها را عطا كرد، و باغها به او هر چه را كه از ميوههاى پاكيزه آرزو مىكرد بخشيد و بر او ستم نرفت، ولى او بر خود ستم كرد، و در برابر احسان آفريدگار به او به بد كردن به شخص خودش پرداخت، از آن جهت كه به غرور و استكبار پرداخت و از سپاسگزارى پروردگار بخشنده نعمت خود اعراض و دورى جست.
درجات پايين رونده يا دركات نزول و فروافتادن
[٣٤] وَ كانَ لَهُ ثَمَرٌ- و ميوه و محصول خوبى نصيب او شد.» زمين داران و كشاورزان و كسانى كه با زمين و زراعت سر و كار دارند، از اين مطلب آگاهند كه لحظه حصاد و درو و برداشتن محصول/ ٤١٣ لحظهاى خوش و سعادتمند در زندگى ايشان است، كه در آنان غرور را برمىانگيزد، بدان جهت كه پس از صبر و انتظارى دراز ميوهها و محصول فراوان را مشاهده مىكنند، پس گرفتار نخوت و غرور مىشوند و تو گويى كه آن ثمره و حاصل تلاش ايشان است، و اين را از ياد مىبرند كه خدا است كه آن را كشت كرده و در اين لحظه به حاصل رسانيده است.
فَقالَ لِصاحِبِهِ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالًا وَ أَعَزُّ نَفَراً- به هم صحبت و دوست خود كه با او گفتگو مىكرد گفت كه: مال من از تو بيشتر و شماره افراد خاندانم از تو افزونتر است.» به آن پرداخت كه به خود بزرگبينى بپردازد، از آن روى كه تكيه و اعتماد به چيزهاى موقتى و نابود شونده داشت، و در آيات دلالتى بر آن وجود ندارد كه اين مرد را ياران و انصارى بوده است، و شايد غرور وى او را به اين گونه سخن گفتن برانگيخت و چنان معتقد شد كه تا زمانى كه مالك چيزى از مال است تو گويى همه مردمان را نيز در ملكيت خود دارد، و لذا گفت: «وَ أَعَزُّ نَفَراً».
[٣٥] وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ- و در حالى به درون باغ خود درآمد كه بر خود ستم روا مىداشت.»