تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٣ - اولا يك كشتى را سوراخ كرد
يك امر در برابر تحمل دشواريهاى علم پيدا كردن نسبت به آن امر صبر نشان نمىدهند، و در نتيجه علم سبب آسيب ديدن به ايشان مىشود و سبب دست يافتن به فهمى مىشود كه گاه نسبت به آن كافرند.
/ ٤٥٦ [٦٩] قالَ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً وَ لا أَعْصِي لَكَ أَمْراً- گفت (موسى) كه به خواست خدا مرا بردبار خواهى يافت و نسبت به فرمان تو نافرمان نخواهم شد.» بدين گونه موسى به صبور بودن و پيروى كردن از استاد خود تعهد سپرد، پس مثل عالم همچون مثل درختى باردار است كه چون تكان داده شود، تو را از ميوههاى خود بهرهمند مىسازد، و آن كه مىبايستى برنامه آموزش تو را تنظيم كند عالم است نه شخص خودت.
موسى (ع) بردبارى خويش را منوط به مشيت الاهى كرد و گفت
سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً چه اين را مىدانست كه بر آدمى دشوار است كه در چنين ايستگاهها، صبر كردن بر آسيبهايى كه به سبب پيدا كردن معرفت نسبت به واقعيت مجهول به او مىرسد، دشوار است.
[٧٠] قالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلا تَسْئَلْنِي عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً- (خضر) گفت: اگر با من روانه شدى، درباره چيزى از من پرسش مكن، تا خودم درباره آن چيزى به تو بگويم.» عالم (عليه السلام) در آن هنگامى كه موسى را به قبول چنين شرطى دعوت كرد، در واقع به اين امر اشاره مىكرد كه بر دانشمندان لازم است كه از آغاز شروع به تعليم قرار كار خود را با شاگرد خود مقرر دارند، از آن روى كه استاد است كه برنامه و روش كار و تدريس را تنظيم مىكند.
اولا: يك كشتى را سوراخ كرد
[٧١] فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا رَكِبا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَها- پس به راه افتادند، و چون بر كشتى سوار شدند، (خضر) آن را سوراخ كرد.»