تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٠ - امر واجب هجرت
ندارد». [٦]
امر واجب هجرت
[٤١] بسيارى از مردمان آنچه را كه مىدانند كنار مىگذارند و، از ترس جامعه فاسد و طاغوت، به نادانى عمل مىكنند، در صورتى كه شايسته است كه نسبت به آن تمرد نشان دهند و از عمل كردن به آن خوددارى ورزند، پس اگر در معرض ستم قرار گيرند و كارى از دستشان برنيايد، از سرزمينى كه درآنند هجرت كنند، و زمين خدا پر وسعت است و چه بهتر آن كه از آن مهاجرت كنند و با نيرومندى بيشتر به سرزمينهاى خويش بازگردند.
وَ الَّذِينَ هاجَرُوا فِي اللَّهِ- و كسانى را كه در راه خدا هجرت كردهاند.» و به منظور عمل كردن به فرمانهاى او.
مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً- پس از آن كه ستم ديدند، در دنيا در جايگاهى نيكو جاى خواهيم داد.» پس هر چه زودتر خدا براى ايشان سرزمينى گسترده و زندگيى نيكو و آزادى و امنيت و آسايش از خطر فراهم مىآورد.
/ ٦٠ وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ- و هر آينه پاداش آخرت بزرگتر است و كاش آن را مىدانستند،» و بر آنان است كه تنها در بند پاداش دنيا نباشند، و فايده علم آن است كه ما را پيش از مردن به پهنههاى گسترده آخرت منتقل مىكند و از پاداشهاى بزرگى كه در آن است آگاه مىشويم.
[٤٢] اين همه به شرط آن است كه ديدن آزار در راه خدا را تحمل كنند، و به فشار طاغوت تسليم نشوند، و قضيه مكتبى خويش را فراموش نسازند.
[٦] - الميزان، ج ١٢، ص ٢٥٩.