تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٧ - شرح آيات
از آن جا كه كافران به يگانگى خدا اعتقاد ندارند، خواستار شنيدن قرآن نيستند، بدان جهت كه انديشههاى قرآن با ايشان مخالف است و فرار ايشان به سبب ترسى است كه از بيدار شدن ضمير خود دارند.
[٤٧] اندامهاى بشر همچون دريچههايى براى قلب او نسبت به جهان خارج از وى محسوب مىشوند، و اگر بر قلب شهوتها و تعصب و انديشههاى باطل غلبه كرده باشد، اين اندامها از كار مىافتند يا بر خلاف آنچه مطلوب است عمل مىكنند، زيرا كه قلب بيمارگاه حقايقى را كه بر آن وارد مىشود به صورتى باطل تفسير مىكند كه متناسب با بيماريهاى غلبه يافته بر آن باشد، چنان كه اگر كسى بر چشم خود عينك رنگين گذاشته باشد، همه چيز را بدان رنگ مشاهده مىكند، و به همين گونه اگر كسى بر قلب خود گوشى و آلت گيرنده گمراه كنندهاى قرار داده باشد، همه چيز را از راه آن مىشنود و همه صداها را به ميانجيگرى آن به صورتى نادرست مىشنود؛ چنين كسى براى نفس خود قالبهاى آهنگى معينى ساخته است كه همه معلومات و دريافتهاى تازه را در آنها قرار مىدهد و بنا بر اين از حقايق چيزى جز گمراهى بهره او نمىشود؛ و پروردگار ما مىگويد
نَحْنُ أَعْلَمُ بِما يَسْتَمِعُونَ بِهِ- ما بهتر به آن علم داريم كه به وسيله چه چيز مىشنوند.» شايد (باء بما) در اينجا براى بيان مدد گرفتن است و از احكام از پيش صادر شده و قالبهاى فكرى فراهم آمدهاى حكايت دارد كه به توسط آن به حقايق گوش مىدهند و آنها را بر حسب هواهاى نفس خود تفسير مىكنند، و آيات آينده درباره اين قالبها به ما توضيح مىدهد.
إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ وَ إِذْ هُمْ نَجْوى إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا/ ٢٤٠ رَجُلًا مَسْحُوراً- در آن هنگام كه به تو گوش مىدهند و در آن هنگام كه ستمگران به نجوى و بيخ گوش با يكديگر گويند كه جز از مرد جادوزدهاى پيروى نمىكنيد.» ايستارهاى خود را نسبت به رسول خدا با دلايلى واهى پسنديده تصور مىكردند و مىگفتند كه او جادوگر نيست بلكه اسير جادو شده است، در صورتى كه