تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٤ - رهنمودهايى از آيات
برهنه از ايستارهاى سبقت يافته بر آنها نظر كند؟
پاسخ چنين است: نيروى عقل در نزد آدمى محدود است، پس چون شهوتها بر قلب او متراكم شود، و ابر نادانى و گمراهى بر آن غلظت پيدا كند، به عملى دشوار و خواستار تلاش فراوان نياز دارد كه از اين رسوبهاى تراكم يافته پاك شود، و به همين گونه به جنبش و تكان سختى نيازمند است كه بناى فكرى فاسد را فرو ريزد و سپس بر جاى آن ساختمان استوارى بنا شود، و اين كار آسانى نيست. و مىپرسيم كه: اراده چگونه سختى و استوارى پيدا مىكند، و عقل چگونه نمو مىكند، و چگونه تكان سخت/ ٢٣٧ بناى انديشههاى فاسد را منهدم مىسازد كه بعضى از آنها بر روى بعضى ديگر در قلب آدمى تراكم پيدا كردهاند؟
و پاسخ چنين است
به وسيله ايمان آوردن به آخرت، كه آن نيروى تعادل و افزون شدن آرامش در انسان است، چه هر كس كه به آخرت ايمان داشته باشد و از فرمانبردارى شهوتها دورى جويد، و فشارها را تحمل كند، و عقدههاى نفسانى را از خود بزدايد، همه اينها پاسدار قلب او از آن خواهند بود كه گرفتار انديشههايى شود كه او را به طرف شهوات و فشارها و عقدهها و ... و ... متمايل مىسازد.
اما كسى كه به آخرت ايمان نداشته باشد، خداوند تبارك و تعالى ميان او و قرآن حجابى قرار مىدهد كه وى آن را نمىبيند و بنا بر اين نمىتواند آن را بدرد و از شر آن خلاص شود؛ چگونه چنين مىشود؟ از آن جهت كه قلب او نمىتواند حقايق را فهم كند، و گوش او براى شنيدن آنها سنگين است، و در نتيجه از حقيقت يكتاپرستى مىگريزد، و به جستجوى خدايان دروغين مىپردازد، و لذا- در حالى كه با يكديگر نجوا مىكنند- ديگر نمىتوانند بشنوند و حال آن كه پيامبر را جن زده و ديوانه مىخوانند و لذا راه را گم مىكنند و ديگر از طريق حق به دور مىافتند.
ريشه گرفتارى و مشكل آنان اين است كه به آخرت كافرند و مىگويند
چگونه ممكن است كه ما پس از مردن و به صورت استخوانها و تن به خاك شده درآمده به زندگى بازگرديم؟ اگر از سنگ و آهن ساخته شده بودند يا از هر چيزى