تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٧٠ - رهنمودهايى از آيات
كوشش كند.
بنا بر اين هدف حزب اسلامى و تجمع ايمانى سلطه و استيلا نيست، بلكه مىبايد براى مردم به تلاش و كوشش بپردازد تا ستمگرى و بىعدالتى را از همه انسانها دور كند، خواه به سلطه رسيده يا نرسيده باشد، آرى، گاه سلطه وسيلهاى براى انجام دادن اين امر مهم است، ولى خود ذاتا هدف نيست.
اسلام تو را به عنصر پرستى و نژادپرستى دعوت نمىكند، و به اين كه خود را برتر و بالاتر از ديگران بشمارى و مركز دنيا بدانى، و در آن بكوشى كه خود را به مركز قدرت برسانى؛ انسان با اين خودپرستى سخت معارضه مىكند، و اين همان انحرافى است كه جهودان در سراسر تاريخ گرفتار آن بودهاند، و پس از آن كه مجموعهاى از مردمان بودند كه به خاطر مردمان به كار برمىخاستند، به صورت مجموعهاى درآمدهاند كه به هزينه مردم براى خود كار مىكنند، و خود را فرزندان خدا و ملت برگزيده او مىپندارند.
ذو القرنين بنده صالحى بود، در خاور و باختر جهان به حركت برخاست، و طبيعى است كه فرزندان جهان در آن روز ايمان نداشتند، ولى او در آن هنگام كه به سرزمين معينى رسيد، و مردمانش از او خواستار آن شدند كه براى ايشان سدى بسازد، آنان را از خود دور نكرد، بلكه گفت: بسيار خوب، خدا به من قدرت و سلطه براى فراهم آوردن آسايش مردمان عنايت كرده است، و براى شما ناكامان، خواه مؤمن بوده باشيد و خواه غير مؤمن، پس سدّ را براى آنان ساخت و خواستار مزدى براى اين كار نشد، و اين بهترين مثل و نمونه براى دولتى/ ٤٧٤ اسلامى است.
اگر چنان فرض كنيم كه دولتى اسلامى در نيرو و سلطه همتاى يكى از دو قدرت بزرگ امروز جهان شود، آيا چنين دولتى در صدد پيدا كردن بازارهاى تازهاى براى صادر كردن كالاهاى خود به آنجا، و به دست آوردن مواد خامى از آنجا، يا سرزمينهاى تازهاى براى مستعمره كردن آنها برمىآيد؟ هرگز ... بلكه بر آن دولت مسلمان ثروتمند واجب است كه براى ايجاد آسايش و رفاه مردم جهان تلاش كند، و در صدد يافتن ستمديدهاى در جهان برآيد و به يارى او برخيزد كه از شر ظلم و ستم