تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢١ - شرح آيات
قرآن به او داده نشده، و خدا او را از اين كه در قرآن تغيير دهد، دور و معصوم نگاه داشته است.
[١٠٦] وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ- و از آن جهت قرآن را به تدريج فروفرستاديم كه آن را بر مردمان با درنگ و بدون شتاب بخوانى.» قرآن را چندين نام است، و گاهى گفته مىشود كه آن را از آن روى كه نوشته مىشود «كتاب» مىخوانند، و گاه گفته مىشود كه آن «فرقان» و وسيله جدايى است از آن جهت كه حق و باطل را از يكديگر جدا مىكند، و گاه گفته مىشود كه آن ذكر است از آن روى كه به ياد ما مىآورد، و به همين گونه آن را بدان سبب قرآن مىخوانند كه قرائت و خوانده مىشود، و بدين گونه نامها تغيير پيدا مىكند، ولى آنچه ناميده شده يكى است، و شايد از آن جهت چنين شده باشد كه آدمى چنين اعتقاد نداشته باشد كه اهميت قرآن در كتابت يا قراءت آن است، بلكه اين اهميت در جوهر او وجود دارد، و اين نامها چيزى جز خلاصهاى از هدفها اشارهاى به آنها نيست.
(فرقناه) يعنى بخشهاى آن را جدا جدا و (على مكث) به تأنّى و در زمانهاى متفاوت فرستاديم تا مردمان آن را بهتر فهم كنند و در ذهنهاشان جايگزين شود.
وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلًا- و آن را فروفرستاديم و نازل كرديم.» در دو آيه گذشته خداوند متعال كلمه واحدى را، با اختلافى جزئى، به دو صورت بيان كرد و يك بار گفت: «أنزلناه»/ ٣٢٣ و بار ديگر «نزّلناه»، پس فرق ميان اين دو كلمه در چيست؟
تفاوت در آن است كه كلمه «أنزلناه» يعنى تمام آن را يكباره فروفرستاديم، و «نزّلناه» از آن حكايت مىكند كه اين فرو فرستادن تدريجى بوده است، و اين تأكيدى بر اين گفته است: قرآن دو بار بر قلب رسول (ص) نازل شد، يك بار در شب قدر، و بار ديگر به تدريج در ظرف مدت بيست و سه سال آخر زندگى پيغمبر (ص) بر حسب مناسبتها و اوضاع و احوال، تا آيات و تعليمات آن در