تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٨٨ - رهنمودهايى از آيات
درباره كار خير در پس آن عمل قرار مىگيرد، و همچون سوختى براى پيش رفتن در راه خطا مصرف مىشود و به هيچ يك از هدفهاى خود نمىرسد، بلكه زيان و خسارت فراوانى را در انتظار خود مىيابد.
آدمى به اين درد گرفتار نمىشود مگر در مراحل گمراهى خويش، پس در آغاز نفس لوّامه و بازدارنده از خطا او را از انحراف و نتايج وخيم آن آگاه مىسازد، و ضمير شخص پيوسته به توبيخ و ملامت كردن او مىپردازد، به همان گونه كه عقل او نيز پيوسته بخشى از راه صواب را به او نشان مىدهد، و علاوه بر اين با كسانى رو به رو مىشود كه به او اندرز مىدهند و حقايق را براى او آشكار مىسازند، و به همين جهت اين آرزو براى وى پيدا مىشود كه كجيهاى راه و روش خويش را مستقيم سازد.
ولى چون عناد ورزد و در راه خود پيش رود، خدا ضمير و عقل را از او سلب مىكند، و بر چشم او پوشش و در گوش وى سنگينى قرار مىدهد، و بر دل او مهر مىنهد، و اندرزگويان از پيرامون او پراكنده مىشوند، و جاى آنان را كسانى مىگيرند كه او را به كارى بدش تشويق مىكنند، و سرانجام كارش به جايى پايان مىپذيرد كه به صورت يك شيطان پليد و شرير درمىآيد.
سپس قرآن اين حقيقت مهم را آشكار مىسازد كه: آنچه آدمى در زندگى خود از مال و فرزندان و سلطه و جاذبههاى ديگر زندگى دنيا بزرگ و مهم مىشمارد، بسيار ناچيز است مگر اين كه در راه راست خود به كار برده شود.
بلافاصله پس از آن كه قرآن درباره گمراهى انسان در زندگى با ما سخن گفت، به ياد ما مىآورد كه اين شهوتها قلب او را مىپوشاند و او را به گودال گمراهى فرومىافكند، و سبب آن مىشود كه به درك اسفل برسد، و چنان شود كه كار شرّى را كه انجام مىدهد كار خير بداند.
سپس قرآن به جانب ديگرى بالا مىرود كه در آن جا مؤمنان با عمل صالح در فردوس زندگى مىكنند كه از بلنديهاى بهشت است، و هنگامى كه انسان به آنجا درآيد، چنان مىيابد كه خدا آن را براى او آفريده است،/ ٤٩٣ و در جان خود آزمند و