تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٠ - سنت عذاب
نسازيم و اين در كتاب نوشته شده است.» بعضى گفتهاند كه: هنگامى كه خداوند متعال در قرآن از شهر پاك و پاكيزهاى سخن مىگويد، از آن با لفظ بلد و مصر نام مىبرد، و هر وقت كه درباره بلدى ناپاك بحث مىكند آن را قريه مىنامد، هر اندازه هم كه بزرگ بوده باشد.
آيه اشاره به قضيهاى بسيار مهم در زندگى قريهها دارد كه از فرمانبردارى پروردگارشان سرپيچى كرده بودند، و از آغاز انحراف مردمان آن قريهها عذاب بر ايشان نوشته شد، ولى جريان نيافت و متوقف ماند، و چه بسا مىشود كه عذاب در اين لحظه فرستاده شود، ولى سالهاى دراز مردمان به آن معذب مىشوند، و از اين آيه چنين نتيجه مىگيريم كه: خدا به انسان مهلت مىدهد، و اگر از راه خود انحراف كند، بر او است كه حكم خداوند را درباره خودش تحمل كند، و نيز آيه به آن اشاره مىكند كه طبع بشر به انحراف تمايل دارد و همين تمايل عذاب پروردگار را به سوى او جلب مىكند.
[٥٩] وَ ما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآياتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ- و ما را از فرستادن آيات و نشانههاى عذاب چيزى جز آن باز نداشت كه پيشينيان آن را تكذيب كرده بودند.» مشكل افراد بشر اندك بودن آيات نيست، بلكه آن است كه مردمان آيات را چنان كه شايسته است نمىفهمند و به آن توجه نمىكنند و از ارزش آن آگاه نيستند، و در نتيجه آنها را تكذيب مىكنند، و آشكارترين نمونه قوم ثمود است.
وَ آتَيْنا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُوا بِها- و به قوم ثمود ماده شتر را كه مايه بصيرت بود بخشيديم، پس به آن ستم كردند.» اين ناقه نشانهاى كوهستانى و آشكار بود كه از كوه بسته بيرون آمد تا آنان از شير آن بدوشند و مصرف كنند، ولى با كمال تأسف همين ماده شتر، به سبب ستمى كه آنان بر خود به ميانجيگرى آن روا داشتند، وسيله گرفتار شدن آنان به مصيبتى بزرگ شد.
سياق قرآنى ما را از آن بر حذر مىدارد كه بدون آماده بودن خودمان براى