تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٥ - زمينه كلى سوره
را مايه آزمايش آنان قرار دهد، به همان گونه كه آنان را از درخت لعنت شده آگاه ساخت و بيمشان داد و سپس بر طغيان خويش افزودند (٦٠).
بدين گونه آيات تنها براى بيم دادن ايشان بود، و نه براى فرود آمدن عذاب بر ايشان.
يك پرسش مهم باقى مىماند: شرك اساسا براى چيست، و چرا مردمان اطاعت و فرمانبردارى را تنها مخصوص به خدا قرار نمىدهند، يا مخصوص كسى كه خدا فرمانبردارى از او را وظيفه ايشان قرار داده است، و چرا در زمينه يك مجتمع مسلمان درختى ملعون همچون بنى اميه رشد مىيابد و سرورى و سيادت خويش را بر مردم تحميل مىكند؟ در آيات درس دهم پاسخ اين پرسش را به دست مىآوريم كه از آن داستان آفرينش و اين كه چگونه شيطان دشمن فرزندان آدم شد و نقشههاى حيلهگرانه او از چه قرار است بر ما آشكار مىشود.
داستان در آن هنگام آغاز شد كه عصبيت ذاتى شيطان را فراگرفت و مدعى آن شد كه خميرمايه او برتر و بالاتر از خميرمايه آدم است، و از سجده كردن به آدم ابو البشر كه همه فرشتگان به او سجده كرده بودند امتناع ورزيد.
خدا او را تا روز قيامت مهلت داد، و در استيلاى بر فرزندان آدم با خدا به چالش برخاست و خدا او را از اين امر آگاه كرد كه
/ ١٦٨ اولا: او سرانجام همراه با پيروان خود زيان خواهد ديد.
ثانيا: اين كه با همه وسايل مكر و حيلهاى كه در اختيار دارد، هيچ تسلطى بر بندگان خدا پيدا نخواهد كرد، زيرا كه آنان بر خدا توكل دارند، و خدا براى وكالت بسنده است.
اما نقشههاى شيطان چهار است: گمراه كردن از راه تبليغ، ترساندن، و تباه كردن نظام اقتصادى و تربيتى، و غرور (٦٥).
ولى خدا كسى است كه كشتى را در دنيا به پيش مىراند و زيان را از آدمى دور مىكند. و او كسى است كه چون بخواهد سرزمينى را با مردم آن در دل زمين فروبرد، يا باد سخت ويرانگرى فروفرستد، هيچ كس نمىتواند در مقابل او