تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٥ - به پيمان وفا كردن نه آن را شكستن
فرا مىگيرد و افزايش مىيابد ... پس مىگويد
وَ الْإِحْسانِ- و بخشندگى و نيكويى كردن.» اسلام درباره احسان نسبت به خويشاوندان تأكيد مىكند تا نخستين ياخته در كيان و هستى اجتماعى ساخته شود.
وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى- و بخشنده دستى به خويشاوندان.» در بعضى از نصوص اسلامى آمده است كه تفسير «ذى القربى» اهل بيت رسول عليهم افضل الصلاة و السلام است، و «إيتاء» به معنى دادن خمس به ايشان كه در آيه (٤١) از سوره انفال آمد، و ما اين را از سياق گفتار درباره گواه بودن رسول بر امت در درس سابق استنباط مىكنيم.
وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ- و از پرداختن به كارهاى زشت و منكر و ستمگرى نهى مىكند.»/ ١١٧ «الفحشاء» چنان كه در كتاب «المفردات» آمده: افعال بسيار زشت و قبيح است، و از ريشه كلمه چنان برمىآيد كه در گذشتن از حد است و با اسراف و تبذير مناسبت دارد، و آشكار است كه اسراف اصل و ريشه هر خطا و گناه و هر پستى و رذيلت است.
اما منكر گناهانى است كه مردمان آنها را انكار مىكنند.
ظاهرا معنى آن هر فحشايى است كه در نزد مردم قبيح و زشت باشد، و آن از ديگر انواع فحشاء سختتر است، در صورتى كه بغى تعدى و تجاوز كردن به حقوق مردم به صورتى آشكار است، يا از طريق حيله و خدعه و فريب و ... و ...
يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ- به شما پند مىدهد تا شايد پند گيريد.» اينها حقايقى است كه قلب آدمى فطرتا از آنها آگاه است، و تنها نياز به كسى دارد كه آنها را به ياد او آورد و به آنها پندش دهد.
به پيمان وفا كردن نه آن را شكستن
[٩١] جامعهاى كه براى روابط و علاقههاى خود اساسى دارد و