تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٠٢ - سخن ناتوانان و عاجزان
مردمان در اين قرآن از هر گونه مثل (براى عبرت گرفتن آنان) پراكنده ساختهايم.» يكى از معجزات قرآن اين است كه درباره همه چيز با ما سخن مىگويد، و براى ما در هر مورد مثل مىزند، و به همين جهت قرآن راهنما و قانونگذارى واقعى و برنامهاى درست است كه واضع آن داننده غيبها است و هيچ چيز در آسمانها و زمين بر او پوشيده نيست.
/ ٣٠٣ فَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً- پس بيشتر مردمان از پذيرفتن آن خوددارى ورزيدند و به عملى جز كفر ورزيدن به آن نپرداختند.» پس به جاى شكرگزارى نسبت به اين نعمت به آن كافر شدند. براى چه؟
بدان سبب كه مبنا و مقياس مردم براى ارزيابى قرآن مقياسى مادى خالص است، و چنان مىپندارند كه قرآن مىبايستى با مقدارى طلا و پيمانههايى نقره، و پهنههايى از ملك و زمين توزين شود، و روش انديشيدن ايشان منحرف است.
سخن ناتوانان و عاجزان
[٩٠] وَ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعاً- و گفتند كه: ما به تو ايمان نمىآوريم مگر آن گاه كه براى ما از زمين يك چشمه آب بيرون آورى.» مخالفان به آن آغاز مىكنند كه انديشههاى حق به جانب بودن خويش را عرضه دارند، و شرطهاى سخت خود را نوميدانه براى رهايى يافتن از قبول مسئوليتهاى ايمان آوردن به رسالت پيشنهاد كنند، پس به جاى آن كه از مسئوليتهاى رسالت و برنامههاى آن در زندگى پرسش كنند، از رسول چنان خواستند كه چشمه آبى براى آنان به معجزه در زمين خشك پديد آورد؛ آيا چشمه آب در مقابل برنامه زندگى و نظم بخشيدن به رفتار و مجتمع و اجتماع چه ارزشى مىتواند داشته باشد؟! [٩١] أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهارَ خِلالَها تَفْجِيراً- يا آن كه صاحب باغى از درختان خرما و انگور شوى كه خود نهرهاى آبى را از زمين بيرون آورده و در ميان درختان روانه كردهاى.»