تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٨ - شرح آيات
مدعى آن بودند كه رسول خدا (ص) راستگو و امين است، و به همين جهت چارهاى جز آن نداشته كه بگويند او گرفتار مكر و خدعه جادوگران شده و مسحور است.
قرآن اين تهمت را سفيهانه مىخواند و مىگويد
[٤٨] انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا- بنگر كه چگونه براى تو مثلى مىزنند و با چه كسان تو را مقايسه مىكنند، پس از راه گم شدهاند و توانايى يافتن راه راست را ندارند.» به همين سبب بود كه آنان رسول خدا (ص) را متهم به تهمتهاى واهى مىكردند و بر اثر آن توانايى فهم قرآن از آنان سلب شد و نمىتوانستند مقصود از گفتارهاى آن را چنان كه بايد و شايد دريابند و راهى به سوى حق پيدا كنند.
چنان كه پيش از اين گفتيم: ايمان به آخرت ضامنى براى انديشيدن سالم در زندگى است، و كافران به آن بسنده نكردند كه منكر آخرت شوند، بلكه در آن مىكوشيدند كه اعتقادات خود را با افكارى سخيف و شبهههايى واهى توجيه كنند كه آنچه پس از اين مىآيد شبهه سوم است
[٤٩] وَ قالُوا أَ إِذا كُنَّا عِظاماً وَ رُفاتاً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً- و گفتند: پس از آن كه مرديم و به صورت استخوانها و چيزهاى پوك و خاك شده درآمديم، آيا مىتوانيم به صورت آفريدهاى تازه از گور برخيزيم؟» اگر انسان در روزى مبعوث شود و از خاك برخيزد، پس براى چه به صورت خاك متلاشى شده درآمده است؟
اين پرسشى بود كه كفار با تعجب و استنكار طرح مىكردند، پس خدا به ايشان چنين پاسخ داد
[٥٠- ٥١] قُلْ كُونُوا حِجارَةً أَوْ حَدِيداً* أَوْ خَلْقاً مِمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ- بگو كه: اگر سنگ يا آهن باشيد* يا آفريدهاى كه به نظر شما بزرگ مىنمايد.» خواه سنگ مىبوديد يا آهن يا هر چيز ديگرى كه در ذهن خود آن را بزرگ مىشماريد،/ ٢٤١ همچون كوهها و درياها و صحراها و نظاير اينها.