تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣١ - مسئوليتهاى اجتماعى
خدا شما را به پسرى خود برگزيده، و فرشتگان را به دخترى؟» گويى كافران مىخواهند به خداوند سبحان خدشهاى وارد كنند، زيرا فرشتگان را ضعيف مىدانند، چه، تأنيث را سمبل ضعف به شمار مىآوردند و انوثيت را به فرشتگان نسبت مىدادند، ولى خداوند سخن آنان را چنين رد مىكند
إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلًا عَظِيماً كه در اين صورت به گفتن چيزى سخت زشت و ناپسند پرداختهايد.» [٤١] وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُوا وَ ما يَزِيدُهُمْ إِلَّا نُفُوراً و در اين قرآن به صورتهاى مختلف سخن را گردانديم تا مگر حقايق را بفهمند و از آن پند گيرند، ولى اين كار جز دورى از حق و ترس از آن حاصلى براى ايشان نداشت.» خداوند در قرآن نمونههايى را مىآورد تا آياتش را براى ما روشن كند و بدين ترتيب حقايق ايمان را بازشناسيم ولى بر عكس مىبينيم كه اين يادآورى تنها بر حق گريزى كافران مىافزايد.
/ ٢٣٣ [٤٢] قُلْ لَوْ كانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَما يَقُولُونَ إِذاً لَابْتَغَوْا إِلى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلًا- بگو كه: اگر، چنان كه مىگويند، جز خداى يگانه خدايان ديگرى وجود مىداشت، در آن صورت راهى به صاحب عرش پيدا مىكردند.» پس اگر آلهة و خدايان پندارى متعدد مىبودند، در راه آسمان پيش مىرفتند و چنان كه اينان ادعا مىكنند در برابر بزرگترين خدا مقاومت مىكردند و از زير فرمان او خارج مىشدند و او را شكست مىدادند و سهم خود را از خدايى بازپس مىگرفتند و پروردگار سبحانه و تعالى را مقهور خود مىساختند، و چون چنين نشده است چگونه مشركان به خود اجازه مىدهند كه براى خود خدايان ديگرى اختيار كنند.
[٤٣] سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيراً- خداوند متعال منزّه و برتر از چيزهايى است كه درباره او مىگويند.» از اين خرافات ناچيز به دور است، و او كسى است كه
[٤٤] تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَ هفت آسمان و