تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٤ - از صفات پيشوا
فرمانبردارى مكن. چه هر كس بنا بر نيت خود عمل مىكند، و نيت انسان است كه به زندگى او رنگ خاص مىبخشد، و هدف شخص آن چيز است كه راه او را مشخص مىسازد، و بسيار كسانند كه مسجد و مدرسه مىسازند و به كارهاى خير مىپردازند و ... ولى چون بر مسند حكم و فرمانروايى قرار مىگيرند، مال خدا را وسيله بخشيدن بىدليل به اين و آن و بندگان او را بردگان خود تصور مىكنند.
آيا روا است كه از امثال اين اشخاص پيروى كنيم؟
قرآن مىگويد: هرگز ... و مقياسى به ما عطا مىكند كه با آن كسانى را كه شايسته پيروى هستند تشخيص دهيم، و اين وسيله اندازهگيرى و مقياس قلب است، پس اگر قلب انسانى را به ذكر خدا روشن و درخشان ديدى از او پيروى كن، و اگر جز اين باشد نبايد ظاهر او تو را بفريبد.
وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً- و از تمايلات خود پيروى مىكند و در كارهايش افراط مىورزد.» اگر بخواهى بدانى كه اين انسان از هواى نفس خود پيروى مىكند، يا پيرو رسالت است، به آنچه مىكند نظر كن، پس آن كس كه از رسالت پيروى مىكند، رفتار و كردارش ثابت و مستقيم است، و از برنامههاى قويم و استوار خدا الهام مىگيرد. اما رفتار و كردار كسى كه پيرو تمايلات و هواهاى خويش است، بنا بر همين تمايلات تغيير مىپذيرد و كار او فرط يعنى غير منظم است. و اين باروى دوم و خط دوم براى دفاع عليه شهوتها است.
اما با روى سوم آن است كه
[٢٩] وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ- و بگو كه: حق از پروردگار شما است، پس هر كه آن را خواهان است، ايمان آورد، و هر كه خواهد كافر شود.» هنگامى كه قرآن مىخوانى و از آن الهام مىگيرى، و به گروهى مكتبى مىپيوندى، در آن هنگام به چالش مستكبران بپردازد و رودررو با آنان مبارزه كن، ولى آيا چگونه مىتوان اين آيه را/ ٤٠٥ در دنيايى كه آكنده از نيروهاى جاهليت است به