تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٧ - گونههاى عذاب الاهى
يعنى در ضمن گردش در برّ و بحر براى اكتشاف روزى.
فَما هُمْ بِمُعْجِزِينَ- پس از آنها كارى همچون معجزه برنمىآيد.» و نمىتوانند از رسيدن عذاب به خودشان بگريزند، و از دست عقوبت فرار كنند.
گونههاى عذاب الاهى
[٤٧] عذاب خدا رنگهاى گوناگون دارد
اول: عذاب ناگهانى است كه شخص انتظار رسيدن آن را ندارد، و بدون بيم دادنى از پيش فرامىرسد، مثل فرورفتن زمينها و خانهها و زمين لرزهها.
دوم: عذابى كه بشر خود به سبب خطاهاى خويش سبب آن مىشود، همچون آن كه بر كشتى نشيند و كشتى واژگون شود.
/ ٦٧ سوم: عذاب تدريجى همچون آن كه خدا قومى را به قحطى عذاب دهد كه به تدريج از ميان خواهند رفت. و براى هر يك از رنگهاى عذاب درد خاصى است كه از ما مىخواهد تا از آن بپرهيزيم، و قرآن ما را از همه آنها بيم داده است. پس از رنگهاى اول و دوم عذاب آيههاى اول و دوم به ما بيم دادهاند، و اما درباره رنگ سوم خداوند مىگويد
أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلى تَخَوُّفٍ- يا آنان را گرفتار كاستى سازد.» طبرسى گفته است: تخوف و تنقص بدان معنى است كه پيوسته و يكى پس از ديگرى آنان را بگيرد تا هيچ كس از ايشان بر جاى نماند، و اين همان حالتى است كه ترس از نابودى و خوف از هلاكت با آن همراه است، و گفته مىشود
تخوّنه الدهر يعنى روزگار به او خيانت كرد. [٩] در حديثى مأثور آمده است
«تخوف همان تيقظ يعنى بيدار و هشيار ماندن است».
[٩] - مجمع البيان، ج ٦، ص ٣٦٣.