تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٧ - شرك ريشه انحراف است
خواه اجتماعى بوده باشد يا نفسانى، پس شرك جنبه نظرى آن است، در صورتى كه جنبه عملى آن را دروغگويى و مكر و خيانت و به وعده وفا نكردن و جز اينها تشكيل مىدهد، و به همين گونه است ايمان به خدا و يكتا شناختن او از يك سو، و نماز گزاردن و روزه داشتن و به حج رفتن و جز آن از مظاهر پرستش خدا از جهتى ديگر نيز دو جنبه يك قضيه را تشكيل مىدهند.
و در اين جا امرى است كه اشاره كردن به آن سودمند است، و آن اين كه خداوند متعال در آيه (٣٩) از سوره النحل مىگويد إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ، و در آياتى از سورة الاسراء كه پس از اين مىآيد، به تأكيد اين معانى مىپردازد، بدان جهت كه عدل عبارت از آن است كه: شخص در راه راست حركت كند، نه به افراط بپردازد و نه به تفريط، و حقوق ديگران را بدهد، اما احسان بدان معنى است كه: به ديگران در معامله نيكى كند، و احسان از بالاترين درجات پرداختن حقوق ديگران است، و بغى: كشتن است، و فحشاء: زنا كردن، و منكر: دروغگويى، و به همين گونه است ديگر معانى، و آن كس كه بخواهد درباره تطابق اين آيات با آن آيات تأكيد كند، مىبايستى به تفسير ما درباره سوره النحل باز گردد و به اين گفته توجه پيدا كند كه: «عدالت، دادن كل حقوق است و احسان، دادن بيش از حقوق مىباشد».
شرح آيات
شرك ريشه انحراف است
[٢٢] لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُوماً مَخْذُولًا- با خدا معبود ديگرى قرار مده كه نكوهيده و بىيار و ياور باقى خواهى ماند.» نهى از شرك در مقدمه سخن گفتن درباره قضاياى اجتماعى آمده است، زيرا كه انسان گاه بتى را مىپرستد و آن را معبود خود قرار مىدهد، خواه اين بت نمادى از رئيس قبيله يا صاحب مال يا صاحب قدرت باشد يا هر نيروى اجتماعى