تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٨ - عقاب و كيفر الهى
فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلى ما أَنْفَقَ فِيها- و به آن پرداخت كه كف دستهاى خود را بر گرد هم مىچرخاند.» از عمر و مال و ... مصرف شده! وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها- و داربستها شكسته و با درختان فروريخته.» وَ يَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً- و گفت: كاش هيچ كس را با پروردگارم شريك قرار نمىدادم.»/ ٤١٨ تا به مال و ثروت ببالم، و چنان معتقد شوم كه مال ضامن باقى ماندن و جاودانگى است، و قرآن كه مىگويد: «أحدا» و نمىگويد «شيئا»، شايد براى اشاره كردن به اين امر باشد كه انسانى كه امروز ثروت را مىپرستد، روزى خواهد رسيد كه پرستش كننده كسى شود كه مالك آن ثروت شده است، و در نتيجه او هم در خط شرك قرار خواهد گرفت.
[٤٣] وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ- و گروهى را در اختيار نداشت كه در معارضه وى با خدا به ياريش برخيزند.» شايد آن مرد گروهى را در اختيار داشته و چنان تصور مىكرده است كه آنان مىتوانند عذاب خدا را از او دفع كنند، پس تنها نبود و در ضمن مجموعهاى از ثروتمندان جاى داشته است كه ما امروز آنان را به نام سرمايهداران و مستكبران مىخوانيم، و پرستش او تنها به خاطر مال نبود بلكه به خاطر اين طبقه نيز بوده است.
ولى ديديم كه اين طبقه، در آن هنگام كه عذاب خدا رسيد، او را تنها گذاشتند، بدان سبب كه هر شخص را تا زمانى كه مثل خود ايشان ثروتمند باشد دوست مىدارند، ولى چون گرفتار يك نكبت و بدبختى شد و جزو طبقه فقرا درآمد، ديگر كارى به كار او ندارند.
وَ ما كانَ مُنْتَصِراً- و ديگر يار و ياورى نخواهد داشت.» حتى اگر هم بخواهند كه به يارى او برخيزند، هرگز توانايى اين كار را پيدا نخواهند كرد.