تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢ - زمينه كلى سوره
و او است آن كه براى مردمان از خودشان همسران و فرزندگان و نوادگانى قرار داده، و آنان را از همه گونه چيزهاى پاكيزه بهرهمند ساخته، پس آيا سزا است كه به نعمت خدا ناسپاسى كنند و جز او كسانى را بپرستند كه چيزى از روزى ايشان در اختيار آنان نيست، يا او را با بدى قرين سازند و براى او مثلهاى بد بزنند؟
چنان مىنمايد كه اين آيات از بهت و گيجى ما نسبت به نعمتهاى الاهى مىكاهد تا چنان شود كه پرستش خالص مخصوص پروردگارمان شود، و دوستى خويش را تنها به او اختصاص دهيم.
به همين گونه آيههاى (٧٥- ٨٣) به ياد مردمان مىآورد كه اختيار قضا و قدر تنها به خدا اختصاص دارد و شريكان پندارى و ساختگى همچون بندگان فرمانبرى هستند كه هيچ كارى از دست آنان برنمىآيد. پس آيا چه كس براى پرستش شدن شايستهتر است؟ و خدا مالك غيب و پنهان آسمانها و زمين است، به همان گونه كه ساعت و زمان برخاستن قيامت در اختيار او و از آن او است. و او است آن كه بر آدمى نعمت علم را ارزانى داشته، در صورتى كه آن گاه كه از شكم مادر بيرون آمد هيچ چيز نمىدانست! و اين مرغانى كه در فضاى آسمان پرواز مىكنند و بر زمين فرونمىافتند، تنها خدا است كه بدين گونه ساخته و پرداخته و آنان را از چنين خطرى حفظ مىكند.
بنا بر اين سرورى و ولايت مخصوص خدا است، و همو است كه به كار جهان و جهانيان مىرسد و نيز به نعمت ساكن بودن دايمى در يك مكان يا سكونت انتقالى در خيمهها و نعمت كالاها و وسايل زندگى و نعمت خانهها و سايهبانها و لباسهاى پوشيدنى در ايام/ ١١ آرامش و جنگ، آيا اين همه از نعمتهاى خدا نيست كه به ما ارزانى داشته است، پس چرا بايد به اين همه ناسپاس و كافر باشيم و نعمت خداداد را انكار كنيم؟
سياق پيش مىرود و در آيات (٨٤- ٨٩) كافران و ستمگران و مشركان را از آن بيم مىدهد كه پس از مرگ بار ديگر زنده مىشوند و از گورها بيرون خواهند آمد و عذاب آنان تخفيف پيدا نمىكند و هيچ فرصتى براى جبران گذشته برايشان فراهم