تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٠ - حق صلاح است
آفريده، و به همين سبب حركت جهان در خدمت سلطه و استيلاى حق است، در صورتى كه باطل در جهت عكس حركت طبيعى و تاريخ جريان دارد.
فطرت انسان حق است، بدان جهت كه قوانين روانى و جسمى و اجتماعى فرمانرواى بر ابعاد زندگى بشر از زمان آفرينش آدم تغيير نكرده و تا ابد چنين خواهد بود، پس اگر فطرت انسان بر اساس وفا كردن به عهد استوار باشد، مجتمع استقرار يافته بر اساس شرف پيمان ماندنىتر خواهد بود، و خير خدا بيشتر از چيزى است كه بعضى از افراد به ميانجيگرى مكر و حيله به چنگ مىآورند.
چيزى كه هست حق به زمانى براى ظاهرشدن نياز دارد، و به همين سبب ما نيز به صبر نيازمنديم تا زمان به خدمتمان درآيد.
وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ- و پاداش كسانى را كه بردبارى نشان دادهاند در برابر بهترين كارهايى كه انجام دادهاند به ايشان خواهيم داد.» پس اعمال پاكيزه در ژرفناى زمان نمود پيدا مىكند، در صورتى كه عمل بد به همان گونه نابود كه خس و خاك روان بر روى سيل، على رغم ظهور و پديدار بودن آنها، و در حديث آمده است كه: «باطل را سطوت و صولتى است، و حق را دولتى و جريانى».
/ ١٢٢
حق صلاح است
[٩٧] حق در واقعيت كوشش، همان صلاح است، پس هر كه از حق پيروى كند، عمل او شايسته و صالح است، و با رشد طبيعت رشد مىكند، و از اين راه تخمهاى زندگى پاكيزه را بر زمين زمان مبارك و فرخنده مىافشاند، تا در دنيا پاداشى نيكو و در آخرت پاداشى كريمانه درو كند.
مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ- هر كس، از مرد يا زن، عملى شايسته و صالح انجام دهد، و مؤمن باشد، او را با حياتى پاكيزه زنده مىكنيم، و