تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٧٥ - سياست دادگسترى
قومى كافر بودند، و معنى آن مىشود كه هر كس را كه بر شرك باقى ماند بكشد، يا به اسارت خود درآورد و پس از آن به آموختن هدايت به ايشان بپردازد و از كورى نجاتشان دهد)، [٧] و چنان به نظر مىرسد كه اين تفسير درستتر و بر آن دلالت مىكند كه: سلطه اسلامى سلطهاى است كه با مردمان بر حسب معتقداتشان رفتار مىكند، ولى به نظر من ظلم در اين جا به مفهوم واقعى خود همچون غصب كردن حقوق مردمان ارتباط پيدا مىكند، به دليل اين گفته خداوند متعال
/ ٤٧٨ [٨٨] وَ أَمَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً- و اما آن كس كه ايمان آورد و به انجام دادن عمل صالح بپردازد.» و اين گفته دلالت بر آن دارد كه سلطه اسلامى با مردمان بر حساب اعمالشان عمل مىكند و نه بنا بر معتقداتشان، و اين مطلب درست است كه اعتقاد به اعمال مىانجامد، و ايمان به عمل صالح، و شرك به ظلم و ستمگرى، ولى مهم آن است كه جزا وابسته به معتقدات نيست و در برابر اعمال نصيب افراد مىشود.
فَلَهُ جَزاءً الْحُسْنى وَ سَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنا يُسْراً- پس پاداش نيكو خواهد داشت و درباره او فرمانهاى آسان خواهيم راند.» ايمان ذو القرنين به خدا و روز ديگر به انتخاب سياستى درست در حكمرانى و اداره كشور انجاميد، و آن پيروى از عدل و حق است و خدمت كردن به مردم و به راه انداختن امور افراد كشور و آزاد كردن آنان از كاغذ بازى و چيزهاى مشابه آن.
[٨٩] ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً- و سپس به پيروى از سبب پرداخت.» ذو القرنين همچنين از اسباب بهره گرفت و علم و عمل خويش را در راه سودمند ديگرى به كار انداخت.
[٩٠] حَتَّى إِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَطْلُعُ عَلى قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً- تا به جايگاه طلوع خورشيد بر قومى رسيد كه براى آنان
[٧] - مجمع البيان، ج ٦، ص ٩٤٠.