تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٥ - آزادى انسان سبب چالش است
بنگرد، و به آنچه از خداى عز و جل از گفته و كرده صادر شده است ايمان آورد.
قرآن اين نكته را به ما يادآورى مىكند كه: در آن هنگام كه فرشتگان هلاك قوم لوط را به ابراهيم مژده دادند، همسرش در كنار او ايستاده بود و خنديد و فرشتگان به او بشارت دادند كه از او اسحاق و پس از اسحاق يعقوب به دنيا خواهند آمد، و او گفت: آيا ممكن است از من پير زن و اين پير مرد شوهرم فرزندى به دنيا آيد؟ چه اين چيزى عجيب است. آن گاه فرشتگان گفتند: آيا از فرمان خدا دچار شگفتى مىشويد؟
آن تعجب كه قرآن آن را نهى مىكند، آن است كه به استنكار و تصديق نكردن بينجامد/ ٣٦٦، اما حيران شدن در برابر بزرگى و نيرومندى خدا كه در آفريدههاى بديع او تجسم پيدا مىكند، و به افزايش ايمان و كمال تصديق به او مىانجامد، امرى نيكو است، از آن روى كه همه آفريدههاى خدا پس از تأمل و تدبر كردن درباره پيدايش آنها انگيزنده تعجب و شگفتى است.
أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً.
كهف به معنى غارى است كه در درون صخرههاى كوهها پديد مىآيد، و رقيم به معنى كتاب و نويسندگى است- بنا بر بيشتر تفسيرها- و تفاسير در اين باره كه اصحاب كهف و اصحاب رقيم يكى مىبوده باشند، با يكديگر اختلاف نظر دارند، و گروهى به دو قوم بودن آنان اعتقاد داشتهاند.
حديثى به آن اشاره دارد كه اصحاب رقيم طايفه ديگرى بودهاند، ولى بعضى از مفسران يادآور مىشوند كه كلمه رقيم دلالت بر نقش و نوشتهاى دارد كه قوم ياران غار در كنار در غار حك كرده بودند و به همين سبب به نام ياران رقيم خوانده شدهاند.
آزادى انسان سبب چالش است
آنچه در داستان اصحاب الكهف مايه شگفتى است، قدرت يافتن آن جوانان بر گريختن از غل و زنجيرهاى طاغوت، و مقررات و قوانين يك فرهنگ