تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٠٩ - گواهى خدا
شعور او را نسبت به درخشش روحانى تقويت كند تا سبب علو و برترى يافتن او شود، و از همين جا نيازمندى وى به رسالت پيدا شده است: و اگر خدا فرشتگان را، همچون افراد بشر، از خاك آفريده بود، آنها نيز گرفتار فساد و تباهى مىشدند كه فرشتگان گفتند أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها- آيا در زمين كسانى را مىآفرينى كه در آن فساد كنند؟» در آن صورت خدا فرشتهاى را به رسالت آنان مبعوث مىكرد، و اين تفسير از علامه طباطبائى رحمة اللَّه عليه است كه با اشاره به كلمه «يمشون مطمئنين» مىگويد كه اين اطمينان دليلى بر وجود جاذبه زمين نسبت به انسانى است كه در حركت كردن بر روى آن اطمينان و توازن پيدا كرده است، و اگر جز اين مىبود در هوا بالا مىرفت، يا راه رفتن وى بر روى زمين همراه با اضطراب مىبود.
/ ٣١١
گواهى خدا
[٩٦] قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ إِنَّهُ كانَ بِعِبادِهِ خَبِيراً بَصِيراً- خدا براى گواه بودن ميان من و شما كفايت مىكند و او به بندگانش آگاهى و بصيرت دارد.» اينها شبهههايى بود كه مردمان را از تصديق رسالتها و ايمان آوردن به آنها بازمىداشت، ولى صدق و صحت رسالتها از راه مظاهر چندى آشكار مىشود كه خدا آنها را گواه بر راستى رسالتها قرار داده است، و گواه بودن خدا كافى و بسنده است.
نخست: خداوند متعال در عقل آدمى مجموعهاى از ارزشها و آموزشهايى قرار داده است كه او را به سوى خود راهنمايى مىكنند، و رسالتهاى آسمانى در آن هنگام كه براى بشريت مىآيند، او را به همان ارزشها و آموزشها مىخوانند، و از همين راه است كه بشر به صدق تعليمات رسالت اطمينان پيدا مىكند، و آن را بر ارزشها و تعليماتى كه خود حامل آن است منطبق مىكند، و در اين باره رسول خدا (ص) گفته است