تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٠٨ - شرح آيات
و روان شده است كه فرستادگان خويش را از جنس كسانى برگزيند كه رسول به سوى آنان روانه شده است، و اگر ساكنان كره زمين فرشته مىبودند، در آن صورت/ ٣١٠ فرستاده بر آنان نيز يك فرشته مىشد.
[٩٤] وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى إِلَّا أَنْ قالُوا أَ بَعَثَ اللَّهُ بَشَراً رَسُولًا- و مردمان را هيچ چيز از ايمان آوردن به هدايت رسيده به ايشان بازنداشت مگر اين كه گفتند: مگر مىشود كه خدا بشرى را به رسالت مبعوث كند؟!» حجابى كه مانع ايمان آوردن مردمان به رسالتهاى خدا شد، تصديق نكردن آنان به اين حقيقت بود كه: خدا بشرى را به رسالت بفرستد، و تو گويى رسالت مرتبهاى عالى است كه امكان رسيدن بشرى به اين مرتبه وجود ندارد و اتصال غيب و شهود يا آشكار و پنهان محال و غير ممكن است.
[٩٥] قُلْ لَوْ كانَ فِي الْأَرْضِ مَلائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنا عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ مَلَكاً رَسُولًا- بگو كه اگر در زمين فرشتگانى مىبودند كه با ثبات و اطمينان بر روى آن راه مىرفتند، برايشان فرشتهاى از آسمان به رسالت فرومىفرستاديم.» اگر ساكنان كره زمين از فرشتگان بودند، رسولى را از جنس خود ايشان و از خودشان به رسالت مبعوث مىكرديم، و بنا بر اين هر رسول بايد از خود قومى باشد كه بر ايشان فرمان رسالت يافته است، و خداوند سبحانه و تعالى گفته است
رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ وَ إِلى عادٍ أَخاهُمْ هُوداً كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صالِحٌ أَ لا تَتَّقُونَ.
تفسير ديگرى براى اين آيه نيز وجود دارد كه مىگويد: «پروردگار ما سبحانه و تعالى به ما يادآور مىشود كه از طبيعت انسان نيازمندى او به تذكر شنيدن و به اندرز گوش دادن است، بدان جهت كه ماده خاكى وى او را به طرف شهوات مىكشاند، به همان گونه كه در او برق و درخششى روحى مشاهده مىشود كه او را به طرف ارزشها بالا مىبرد، و بنا بر اين محتاج به عاملى خارجى است كه فهم و