تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٩ - حديث اسراء
بعد از او نيز هيچ كس همانند او بر تو سوار نخواهد شد، پس براق به پرواز درآمد و رسول (ص) را رو به آسمان به ارتفاعى نه چندان زياد بالا برد در حالى كه جبرييل همراه با وى آيات آسمانى و زمينى را به او نشان مىداد، و در آن حال كه من به سير خود ادامه مىدادم، كسى از طرف راست من بانگ برآورد كه يا محمد! و من توجهى به او نكردم و پاسخى ندادم، سپس كسى از طرف چپ من بانگ برآورد كه: يا محمد! و به او نيز توجهى نكردم و پاسخى ندادم، آن گاه زنى از پيش رو با دو بازوى برهنه كه با آرايشى از هر گونه زينت دنيايى آراسته بود بانگ برآورد و گفت: اى محمد! به من نگاه كن تا با تو سخن گويم و به او اعتنايى نكردم و پيش رفتم، و سپس بانگى شنيدم كه مرا به وحشت انداخت و از آن نيز در گذشتم، پس جبرييل فرود آمد و گفت نماز بگزار و من چنان كردم، پس او گفت كه: آيا مىدانى در كجا نماز گزاردى؟ و من گفتم: نه، پس گفت: در طور سيناء نماز گزاردى، در همان جا كه خدا با موسى سخن گفت، و سپس سوار شدم و بدان گونه كه خدا مىخواست پيش رفتم، و آن گاه گفت كه: فرود آى و نماز بگزار، پس فرود آمدم و نماز گزاردم، پس گفت: آيا مىدانى كه در كجا نماز گزاردى؟ و من گفتم نه، و او گفت: در بيت لحم (جايگاه به دنيا آمدن عيسى بن مريم)، سپس سوار شدم و چندان پيش رفتيم كه به بيت المقدس رسيديم، و من دهانه براق را به حلقهاى بستم كه پيامبران دهانه مركب خود را به آن مىبستند، و به مسجد درآمدم در حالى كه جبرييل در كنار من بود، و با ابراهيم و موسى و عيسى و چند نفر ديگر از پيامبران خدا (ع) رو به رو شدم كه به سوى من پيش مىآمدند و در كنار من جمع شدند و نماز اقامه شد و چون جبرييل در پيشاپيش ما راهنمايى مىكرد- و بدون ترديد جبرييل بود كه ما را ره مىنمود- پس چون همگان گرد هم جمع آمديم، جبرييل بازوى مرا گرفت و مرا پيش از ديگران جاى داد و همگان با امامت من نماز گزاردند و به اين كار افتخار نمىكنم، سپس گنجور سه ظرف پيش آورد كه در يكى از آنها شير بود و در ديگرى عسل و در سومى شراب، و بانگ كسى را شنيدم كه مىگفت: اگر آب را بگيرد غرق خواهد شد و امتش همراه با او، و اگر شراب را