تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٨٩ - شرح آيات
چشمداشت ديگرى نمىيابد، بدان جهت كه جنت فردوس سطح بالاى خواستها و آرزوها و توقعات او را نشان مىدهد، همان انسانى كه هيچ چيز در دنيا او را راضى نمىكرد، و اگر هفت قاره جهان را به او مىدادند، خواستار پرواز كردن به سوى ستارگان و دست يافتن به آنها مىشد، و چون به بهشت برسد مىگويد: مرا بسنده است و خواستار انتقال از آن به جاى ديگر نيستم.
با مقايسه آن دو صورت، يعنى صورت انسانى كه در آخرت به همه آرزوهاى خود دست يافته، و صورت انسانى كه در درك اسفل زندگى مىكند، و گمانش آن است كه در دنيا كارهاى نيك انجام مىداده است، به شناختن تفاوت موجود ميان راه حق (كه چنين نهايتى دارد) و راه گمراهى (كه چنان عاقبت بهره آن است) توفيق حاصل مىكنيم.
اين حقايق همه از كلمات خدا است كه پايان نمىپذيرد، و از معارف و هدايتها و راهنماييهاى منعكس كننده سنتهاى خدا در آفرينش طبيعت و انسان به شمار مىرود، و بنا بر اين بر انسان واجب است كه به علم و دانش محدود خويش فريفته نشود و چنان نپندارد كه همه چيز را مىداند، در صورتى كه همين غرور سبب اعتقاد پيدا كردن وى به اين امر شده است كه بر راه راست مىرود، در آن حال كه حقيقت كاملا بر عكس آن است.
اين سوره با بيان خلاصهاى از انديشه بهرهمند شدن از فيض اين كلمات جاودانى و پايان نيافتنى، كه اگر همه درياها مركب بود و بنا بود آن كلمات را به وسيله آن بنويسند، مركب تمام مىشد و كلمات به پايان نمىرسيد، پايان مىپذيرد، و آن بندگى انسان است كه نسبت به خدا و طاعت را مخصوص او قرار دادن و عمل كردن براى آن كه اميدوار لقاى خدا بودن در جهان ديگر است.
شرح آيات
[١٠٢] أَ فَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ يَتَّخِذُوا عِبادِي مِنْ دُونِي أَوْلِياءَ- آيا كسانى كه كافر شدهاند، چنان مىانديشند كه به جاى من بندگان مرا به ولايت