تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٩١ - زيانكارترين مردمان
و زيانكارترين مردم همچون اين ديوانگانند كه تمام سعى و تلاش خويش را در زندگى به كار مىاندازند و هيچ حاصلى از آن بدست نمىآورند، و همچون آن كسانند كه مىخواهند هوا را با تور به دام بيندازند، آنان نمىدانند كه ماندنى چيست و نابودشدنى چه، پس مثلا يكى از آنان خود را به خاطر اولادش به رنج و تعب مىاندازد، و دين و ارزشهاى خود را براى بزرگ كردن آنان به كار مىاندازد، و چون به سن رشد رسيدند پدر خود را ترك مىكنند و او را تنها مىگذارند و دچار حسرتش مىسازند، و بزرگترين كارى كه براى او مىكنند تشييع از او است تا به بازپسين جايگاه خود سپرده شود، و فاتحه خواندن بر روان او اما در گور و محشر و در برابر ترازوى حساب از هيچ كس براى ديگرى كارى ساخته نيست.
به همين گونه است در آن هنگام كه انسان براى به دست آوردن مال تلاش مىكند و ميليونها بر روى هم انباشته مىسازد؛/ ٤٩٥ هانرى فورد صاحب شركت اوتوموبيل سازى معروف در مخزن آهنى اموال خويش از دنيا رفت كه مشتمل بر مخازنى ديگر و داخل در يكديگر بود و در آنها طلا و جواهر و چيزهاى گرانبها را در مخزن مركزى قرار داده بود و هر روز در آن داخل مىشد تا به آنها نگاه كند و اندكى آسايش بدست آورد، و هر وقت از يكى از درهاى متعدد آن داخل مىشد آن را بر روى خود مىبست و يك روز چون به غرفه مركزى داخل شد و در را بر روى خود بست، كليد را فراموش كرد و با خود به درون آن نياورد، و در آن هنگام كه چشمان او از نظر كردن به متاع ارزان دنيا سير شد و خواست از آن جا بيرون آيد، كليد را با خود نيافت و به داد و فرياد كردن پرداخت و نتيجهاى از آن حاصل نشد و پس از گذشتن چند روز به همين حالت در آن غرفه خوشبختى خود دنياى فانى را وداع گفت.
اين انسان گمراه از مال خود بهرهاى به دست نمىآورد، و او را از گرسنگى و تشنگى در دنيا كه مال ارزشى دارد خلاص نمىكند، تا چه رسد به آخرت كه مال را در آن جا هيچ ارزشى نيست.
[١٠٥] أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ- آنان كسانى هستند