تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٥ - زندگى در ميان تدبير پروردگار و تقدير بنده
ولى فردا شريك شدن در تظاهرات فضيلت بيشتر داشته باشد، و پس فردا عمل مسلحانه، و پسين فردا نشستن بر تخت فرمانروايى و اداره كردن امور مردم، پس بر من لازم است كه نقشههاى خود را چنان كه خدا فرمان داده است ترسيم كنم و نه بر حسب خواست و ميل خودم، و بايد هميشه هوا و خواست خودم را موافق چيزى قرار دهم كه خداوند متعال آن را مىخواهد.
مردى نزد امام صادق (ع) آمد و امام به او گفت: «چگونه صبح كردى و او گفت: در حالى صبح كردم كه بيمارى برايم بهتر از تندرستى است، و فقر نيكوتر از بىنيازى، خوارى بهتر از عزت و ارجمندى ... الخ. پس امام به او گفت: اما ما چنين نيستيم، و آن مرد پرسيد: پس شما چگونهايد؟ و امام گفت:/ ٣٩٥ ما چنانيم كه اگر خدا خواهان بيمار شدن ما باشد، بيمارى را بيش از تندرستى دوست مىداريم، و اگر چنان دوست دارد كه تندرستى را روزى ما كند، صحت و تندرستى را دوستتر مىداريم، پس فقر با رضاى خدا دوستتر و بىنيازى با رضاى خدا را نيز دوستتر مىداريم، و اگر خوارى در راه خدا محبوب باشد، يا عزت در راه خدا محبوب باشد همان براى ما محبوب است».
اين از مهمترين صفات مؤمن است كه: به رضاى خدا راضى باشد، و به آنچه خدا فرمان داده است عمل كند، و چون به اين درجه رسيدى خداى را سپاس گوى كه به ترازى بالا از ايمان رسيدهاى، و اگر جز اين باشد، چندان بكوش تا به اين سطح و درجه برسى.
عيبى ندارد كه براى آينده خود برنامهريزى كنى، ولى بدان شرط كه استثنا را در آن مراعات كنى و بگويى ان شاء اللَّه، تا چنان باشد كه اگر اوضاع و احوال تغيير يافت و فرمان خدا نسبت به اين برنامه تغيير كرد بگويى كه بنا بر اين تغيير آن را تغيير خواهم داد.
گاه شخص وارد حزبى مىشود از آن جهت كه آن را وسيلهاى براى تقرب به خداوند متعال تصور مىكند، ولى آن حزب رفته رفته به صورت الاهى درمىآيد كه جز خدا مىبايستى مورد پرستش قرار گيرد، يا از انسانى پيروى مىكند بر اين اساس