تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦٠ - غلام(پسر) چرا كشته شد؟
/ ٤٦٣ طُغْياناً وَ كُفْراً- و اما آن پسر را پدر و مادرى مؤمن بود پس از آن بيم داشتيم كه آنان را بر آن وادارد كه (به سبب دوستى وى) گرفتار طغيان و كفر شوند.» سبب كشتن پسر بدون بيم دادن پيش از آن به وى آن بود كه: آن پسر سبب آن مىشد كه آن دو مؤمن صالح را به طغيان نسبت به خدا و كفر ورزيدن وادار كند، چه آنها، از فرط محبتى كه نسبت به اين پسر داشتند، از تمايلات و هواهاى نفسانى وى پيروى مىكردند، در صورتى كه آن پسر بر بىبندوبارى و لوسى و تبهكارى اخلاقى پرورش يافته بود، و لذا خضر بيم آن داشت كه پدر و مادر به سبب اين پسر سر به طغيان نسبت به خدا بردارند و به همين جهت او را كشت، از آن روى كه وجودى فاسد و زيانمند بود.
[٨١] فَأَرَدْنا أَنْ يُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَيْراً مِنْهُ زَكاةً وَ أَقْرَبَ رُحْماً- پس چنان خواستيم كه پروردگارشان به جاى وى پسرى بهتر و پاكيزهتر و در صله رحم به آنان نزديكتر باشد.» خضر در آن مىكوشيد كه خدا اين پسر را به مولودى پاكيزهتر مبدل سازد، يعنى رشد پاكيزهتر داشته باشد، و مانند اين يك گردنكش و طاغى نسبت به خدا نباشد، چه رشدى زاكى و پاكيزه وجود دارد و رشدى طاغى و گردنكشانه: رشد پاكيزه رشدى است كه از نقاط منفى تهى باشد، و اما رشد فاسد آن است كه پليد و آكنده از نقاط منفى بوده باشد.
به همين گونه ميان صله رحم و كافر شدن به سبب رحم و خويشاوندى فرق وجود دارد، پس علاقهاى كه پسر و پدر را به يكديگر نزديك مىسازد، اگر علاقهاى دور از ايمان آوردن به خداى متعال و سپاسگزارى نسبت به او باشد، اين علاقه علاقه كفر است و ناشكرى نسبت به خداوند سبحانه و تعالى است، در صورتى كه اگر مبتنى بر مهربانى بوده باشد كه امتدادى از علاقه انسان به خدا است، همچون اين كه بگويد: من از آن روى پسرم را دوست مىدارم و به او كمك مىكنم كه براى من همچون نعمتى از خداوند متعال است، اين علاقه علاقهاى امتدادى است، و در آن هنگام اين علاقه علاقهاى رحمى مىشود، و همان است كه قرآن از آن با