تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣٥ - چگونه خود را از طبيعت جدال خلاص كنيم؟
هيچ راه گريزى از آن به نظرمان نمىرسد، و همين تصور و تجسم حقيقت را به ذهن آدمى نزديك مىكند و از عنوان ميانجى ميان او و حقايق دور مىشود، و در نتيجه عنوان مربّى انسان پيدا مىكند و تقوا و پرهيزگارى او را رشد مىدهد.
دانشجويى كه تالار امتحانات پايان سال تحصيلى را در نظر خود مىآورد، و بر ضد رد شدن در امتحان خود را مجهز مىسازد، عملا از عهده امتحانات برمىآيد، و همچنين آن كس كه فرصت جريمه و انجام دادن كار بد و غير قانونى را در اختيار دارد، هنگامى كه به ياد تالار محاكمه در دادگسترى مىافتد، از پرداختن به جرم خوددارى مىكند، و به همين گونه خود ما، چون آتش دوزخ را در خاطر داشته باشيم، از گناه ورزيدن و تباهى كردن اجتناب خواهيم كرد.
آن است تاريخ دور، و اين است آيندهاى كه خواهد آمد، و در ميان اين دو قرآن اندكى انصراف پيدا مىكند/ ٤٣٦ تا به ما بگويد كه: اى مردم! داستان گذشته شما چنان بود، و حوادث مستقبل و آينده شما چنين خواهد بود، پس براى زمان حاضر خود بيدار و هشيار باشيد.
چگونه خود را از طبيعت جدال خلاص كنيم؟
[٥٤] وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ- ما در اين قرآن براى مردمان از هر گونه مثل زديم.» هر چه حقيقت را تجسم بخشد به نام مثل خوانده مىشود، و قرآن حقايق محض و مجرد را در مثالهايى از تاريخ گذشته يا حوادثى كه در آينده وقوع پيدا كرده است به عنوان مجسم مىسازد، ولى براى چه، براى آن كه اين حقايق مجرد را به ذهنها و قلبهاى مردمان نزديك كند، ولى انسان هر اندازه براى او مثل زده شود و داستانهاى حوادث و پيشامدها به گوشش برسد، بازهم به مجادله و چون و چرا درباره آنها مىپردازد.
وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا- و انسان بيش از هر كار ديگر به جدال كردن مىپردازد و چون و چرا مىكند.»