تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣٦ - چگونه خود را از طبيعت جدال خلاص كنيم؟
به جستجوى هر وسيله برمىخيزد تا با ميانجيگرى آن از حفظ كردن امانت عقل بگريزد، و سنگينى مسئوليتهاى خويش را از دوش كم كند، و در پى يافتن راه گريزى از هدايت است تا از سختى بسيار شديدى كه در سفر پر مشقت از سرزمين طبيعت به اوج كمال مىبيند خلاص شود، و چون طبيعت جدلى دارد، بر او لازم است كه سخت بكوشد تا در برابر اين طبيعت مقاومت و ايستادگى نشان دهد، و به اين معرفت دست يابد كه اگر نفس خويش را به حال خود رها كند، نفس متمايل به هوا و فرمان دهنده به بدى او را به جدل و دورى جستن از حقيقت و فروافتادن به حضيض شهوتها خواهد خواند.
اى انسان! بر تو واجب است كه مقاومت كنى، چه دست يافتن به علم نيازمند به كوشش و مجاهدت است، و راهيابى و هدايت نيازمند تلاش، و كامل شدن نيازمند به مقاومت پيوسته در برابر انگيزههاى هواى نفس، تا از اين راه به كمال برسى.
شايد اگر اندكى در كلمه جدل تعمق كنيم، به شناخت طبيعت انسانى دست يابيم كه آفريده مجموعه متناقض از هواها و تمايلات و گرايشها و چيزهاى مشابه اينها است، پس انسان/ ٤٣٧ پيوسته در حالت مجاذبه و همربايى درونى است، و در نفس تو مجموعهاى از جاذبههاى مختلف وجود دارد كه هر يك از آنها تو را به طرفى جذب مىكند، يكى تو را به طرف فرمانبردارى از پدران مىكشد، و ديگرى به غلوّ و مبالغه در دوستى فرزندان دعوت مىكند، و سومى از تو مىخواهد كه گداخته در جريانها شوى و نظاير اينها، و همه اين عوامل در عقل و تفكر تو تأثير دارد، و رسيدن به كمال براى تو ميسر نيست، مگر اين كه همه اين ريسمانهاى طبيعت را قطع كنى.
به همين سبب در احاديث آمده است كه: در قلب انسان ٣٣ فرشته و ٣٣ شيطان وجود دارد، و يكى از آن فرشتگان مجسم كننده صبر است، و ديگرى يقين، و سومى تقوا، و همچنين ... و از آن شيطانها يكى غيبت را تجسم مىبخشد، و ديگرى تهمت، و سومى فسق و فجور و ... و فرشتگان و شياطين و آنچه كه نماينده آنند،