تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣٧ - چگونه خود را از طبيعت جدال خلاص كنيم؟
همگى در داخل انسان به حالت جدالى مستمر و پيوسته قرار دارند.
بعضى از مفسران گفتهاند: كلمه «أكثر شىء» در آيه بر سبيل مبالغه آمده، و حقيقت آن است كه در آن مبالغهاى وجود ندارد، و هيچ چيز در طبيعت جدليتر از مخ انسان نيست، و اگر چنان فرض كنيم كه در آبشارهاى نياگارا جدلى از آن جهت پيش آيد كه با آبهاى ديگر برخورد و تصادم پيدا مىكنند، آيا اين جدل بيشتر است يا جدلى كه در تفكر آدمى پيش مىآيد؟ و آيا جريانهاى متعارض و مخالف با يكديگر كه در بعضى از اقيانوسها، و ميان بادهاى مخالف يكديگر يا طوفانها پيش مىآيد بيشتر است يا آنچه در قلب وجود دارد كه تناقضهاى وجود و هستى در آن انعكاس پيدا مىكند؟! [٥٥] و از انواع تناقض و جدل در نزد انسان است آنچه كه ميان واقعيت و حقيقت وجود دارد، چه آنچه وقوع پيدا كرده و به صورت واقعيت درآمده، فشار و جاذبيت دارد، و آنچه حقيقت است از صحت و پايان نيك برخوردار است.
/ ٤٣٨ خداوند متعال هادى است و هدايت را براى مردم مىفرستد، و به مردمان فرمان مىدهد كه زندگى خود را بر وفق اين راهنمايى تنظيم كنند و از همين راه به اصلاح گذشته خود بپردازند، ولى آنان چندان چشم به راه مىمانند و از قبول هدايت خوددارى مىورزند تا عذاب به ايشان برسد كه يا آنان را ناگهانى گرفتار خود مىسازد، يا مستقيما آن را در برابر خود مشاهده مىكنند، پس چشم به راه واقعيت مىمانند، و به حقيقت نظر نمىكنند، و قرآن مىگويد
وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى وَ يَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ- و چه چيز مردمان را از آن بازداشت كه چون هدايت به آنان رسيد، ايمان آورند و از پروردگار خويش طلب آمرزش كنند؟» إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ- جز اين كه بر روش گذشتگان براى ايمان آوردن چشم به راه رسيدن عذابى باشند كه آنان را در ميان گرفته باشد.» أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذابُ قُبُلًا- يا اين كه عذاب را مستقيما در برابر خود مشاهده كنند.»