بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٧٧ - امر سوم اقوال علماء در مسئله
ولى ما در حلّ اين اشكال و جواب از آن مىگوئيم:
در صورتى ايراد مذكور وارد است كه اعتبار مزبور را بعنوان قيد در موضوعله ملاحظه كنيم ولى اگر آنرا مصحّح وضع بدانيم اشكالى متوجّه كلام قدماء نيست.
پس از آن مىفرمايند:
آنچه گفتيم رأى قدماء از اصحاب بود، و امّا متأخّرين كه ابتداء عصرشان از زمان مرحوم سلطان العلماء آغاز مىشود، ايشان جملگى متّفقند كه موضوعله ذات معنا بوده نه معناى مطلق بطوريكه قيد اطلاق در آن لحاظ و اعتبار گردد لاجرم استعمال لفظ در مقيّد طبق اين بيان مجاز نمىشود.
البتّه اين قول بهمين مقدار از بيان واضح و روشن بوده و نيازى بشرح و بسط بيشتر ندارد.
امّا اساتيد ما در اداء اينمعنا و تقرير مرام مرحوم سلطان و متأخّرين از حيث تعبير با هم اختلاف داشته و هريك بعباراتى فنّى مخصوصى اين رأى را تقريب و بيان كردهاند بنحوى كه باحث در اشتباه افتاده و طريق بحث بر او مشكل و معلّق گرديده از اينرو ما مجبور شديم جهت توضيح اين اصطلاحات و تعبيرات فنّى كه در كلمات و عبارات حضرات آمده دو مقدّمه سابق را ابتداء بياوريم و اينك مىپردازيم بشرح اقوال در مسئله:
بيان مراد
قوله: فلذلك ذهبوا: يعنى چون موضوعله معانى مطلقه را معنا بقيد اطلاق قرار دادهاند فرمودهاند ...
قوله: انّ استعماله فى المقيّد مجاز: ضمير در « استعماله » به مطلق عود مىكند.
قوله: على وجه يكون اعتباره: يعنى اعتبار اطلاق.
قوله: من باب اعتباره بشرط شيئ: ضمير در « اعتباره » به معنى عود مىكند.
قوله: بانّه يلزم على كلا التّصويرين: ضمير در « بانّه » بمعناى « شأن »