بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٩٨ - مسئله هفتم حكم عامى كه ضمير به بعضى از افرادش راجع است
بگوئيم:
عود ضمير به برخى از افراد عام از قرائنى كه عام را از ظهورش منصرف نمايد محسوب نمىشود و اين معنا را مىتوانيد در قالب مثال آزمايش كنيد:
مثال
اگر مولائى به بندهاش بگويد:
اكرام علماء واجب است و پس از آن اضافه كند:
تقليد ايشان جايز است و از جواز تقليد، تقليد خصوص عدول از ايشان را اراده نمايد و بر آن قرينهاى نصب كند در چنين مثالى واضح و روشن است كه تقييد حكم دوّم به عدول موجب تقييد حكم اوّل به اين قيد نشده بلكه كوچكترين اشعار و اشارهاى هم بآن ندارد و فرقى نيست بين اينكه تقييد بقرينه متّصل بوده همچون مثالى كه آورديم يا بكمك قرينه منفصله صورت گيرد چنانچه در آيه شريفه اينطور است.
بيان مراد
قوله: فيها ضمير يرجع الى بعض افراد العام: ضمير در « فيها » به جمله راجع است.
قوله: للرّجعيّات و غيرها: مقصود از « رجعيّات » زنانى هستند كه از شوهرهايشان طلاق رجعى گرفتهاند.
قوله: بالبعض الّذىّ يرجع اليه الضّمير: يعنى مقصود از « مطلّقات » خصوص زنان مطلّقه رجعى مىباشد.
قوله: فيراد منه البعض: ضمير در « منه » به ضمير عود مىكند.
قوله: و الرّجوع الى الاصول العمليّة: يعنى اگر مورد از موارد شكّ در تكليف باشد باصالة البرائة عمل نموده و در فرضى كه شكّ در مكلّفبه باشد به اصالة