بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٨٨ - توضيح
مذكور مستقلّ بوده اعمّ از آنكه دشمنانى براى مولا وجود داشته يا ابدا وجود خارجى نداشته باشند چه آنكه محذور لغويّت كه در مخصّص لفظى بآن اشاره شد در اينجا وجود ندارد و اين معنا با اندك تأمّلى واضح و روشن مىگردد.
بنابراين حكم عقلى مذكور با ظهور دوّم عام يعنى ظهورش در عدم وجود منافى مزاحمت ننموده در نتيجه اين ظهور بدون مانع و مزاحم همچنان باقى مىماند لذا وقتى در فردى از افراد جيران شكّ نموديم كه آيا متّصفن بعداوت بوده يا دشمن نمىباشد هيچ مانعى از تمسّك بعام وجود نداشته لاجرم بعد از متوسّل شدن باصالة العموم فرد مشكوك را در حكم عام داخل مىكنيم زيرا فرد مشكوك مردّد نيست بين اينكه در اين حجّت (مخصّص لبّى) داخل بوده يا مشمول آن حجّت (عام) واقع گردد زيرا مخصّص لبّى بحسب فرض مقتضى وجود منافى نيست و حجّت هم در آن نمىباشد ولى عام بدون مزاحمى در آن حجّت است.
و از اين بيان و توضيح روشن شد كه بين مخصّص لبّى و لفظى فرق بسيار است زيرا در مخصّص لبّى عام در ظهور ثانوى خود بصورت حجّت و دليل باقى مىماند بدون اينكه مخصّص نسبت بآن تعرّضى داشته باشد و ابدا عام در ظهورش از حجّيّت ساقط نشده مگر تنها بمقدارى كه حجّت اقوى با آن مزاحم است نه بيشتر بخلاف مخصّص لفظى چه آنكه اينقسم از مخصّص ظاهر در هردو امر بوده در نتيجه با عام نسبت بهردو ظهورش بمزاحمت مىپردازد.
سپس فرموده:
و در مخصّص لبّى فرقى نيست بين اينكه ضرورى بوده يا غير ضرورى باشد چنانچه تفاوتى ندارد بين اينكه كاشف از تقييد موضوع عام بوده يا از ملاك حكم كشف نمايد چه آنكه در تمام اين صور مخصّص مزبور مقتضى وجود منافى نيست.
و با اين تقرير كه در پيرامون مسئله مورد بحث نموديم مرام شيخ اعظم ظاهر گشته و بخوبى معلوم مىگردد كه اولى و شايسته باعتماد اين مذاق و مسلك مىباشد.