بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٢٤ - اسباب مجمل بودن لفظ
بخاطر آنستكه لفظ مشترك بين معانى متعدّد بوده و قرينهاى بر هيچيك وجود ندارد همچون لفظ « عين » و كلمه « تضرب » كه مشترك است بين صيغه مفرد مذكّر مخاطب و مفرد مؤنّث غائب و نيز مانند كلمه « مختار » كه بين اسم فاعل و اسم مفعول مشترك است.
و گاهى اجمال بخاطر آنستكه لفظ مجاز مىباشد يا احيانا مرجع ضميرى كه در آن است معلوم نيست كه اين خود از انواع مغالطه ممارات محسوب مىشود نظير قول قائل كه وقتى از وى راجع به فضل اصحاب پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سؤال شده گفته: من بنته فى بيته (كسيكه دخترش در خانه او است) در اين عبارت مرجع در ضمير يعنى ضمير در « بنته » و « بيته » معلوم نيست كيست.
لذا اگر ضمير مجرورى در « بنته » به حضرت نبوىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم راجع باشد ضمير در « بيته » به « من موصوله» قطعا برمىگردد و در صورتيكه ضمير در « بنته » به « من » عود كند ضمير در « بيته » به آنجناب راجع مىباشد.
و نيز مانند كلام عقيل: امرنى معاويه ان اسبّ عليّا، الا فالعنوه « معاويه مرا امر كرد كه على عليه السّلام را سبّ كنم، آگاه باشيد، پس او را لعنت و سبّ نمايند».
در اين عبارت مرجع ضمير منصوبى در « فالعنوه » بحسب ظاهر مجهول است كه آيا بزعم معاويه و اطرافيانش به جناب على عليه السّلام عود كرده يا بحسب واقع و نفس الامر به معاويه برمىگردد.
و گاهى اجمال بخاطر مختلّ بودن تركيب عبارى است مانند آنچه در كلام شاعر آمده:
|
و ما مثله فى النّاس الّا مملّكا |
ابو امّه حىّ ابوه يقاربه |