بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧١٧ - مورد تنافى بين مطلق و مقيد
و پس از آن بگويد: فى الغنم السّائمة زكاة.
بين ايندو كلام هيچ تنافى وجود ندارد تا مجبور باشيم در يكى از آندو تصرّف كنيم زيرا وجوب زكات در غنم سائمه بمقتضى جمله دوّم ابدا با وجوب زكات در غنم غير سائمه تنافى ندارد مگر بنابر قول كسانيكه در وصف قائل بمفهوم شدهاند در حاليكه قبلا و در ابحاث گذشته دانسته شد كه براى وصف مفهومى نمىباشد و در نتيجه بين دو جمله تنافى وجود نداشته تا بسببش از اطلاق مطلق رفع يد كنيم لذا مكلّف در مطلق غنم موظّف بدادن زكات است.
بيان مراد
قوله: فانّ الامر فيه: ضمير در « فيه » به اطلاق بدلى راجع است.
قوله: بحمله على المقيّد: يعنى ملتزم شويم كه از مطلق مقيّد اراده شده است.
قوله: لانّه لو كانا مثبتين: ضمير در « لانّه » بمعناى « شأن » بوده و در « كانا » به مطلق و مقيّد راجع است.
قوله: فانّ الامر فيه للوجوب التّعيينى: ضمير در « فيه » به مقيّد عود مىكند.
قوله: فالتّصرّف فيه: يعنى فالتّصرّف فى المقيّد.
قوله: بحمله على الاستحباب: ضمير در « بحمله » به مقيّد راجع است.
قوله: باعتبار انّها افضل الافراد: ضمير در « انّها » به رقبه مؤمنه راجع است.
قوله: او بحمله على الوجوب: ضمير در « بحمله » به مقيّد راجع است.
قوله: باعتبار انّها احد الافراد الواجب: ضمير در « انّها » به رقبه مؤمنه برمىگردد.
قوله: لا لخصوصيّة فيها: ضمير در « فيها » به رقبه مؤمنه عود مىكند.
قوله: اعتمد عليه فى بيان مرامه: ضمير در « عليه » به مقيّد راجع است.
قوله: كاشفا عنها: ضمير در « عنها » به قرينه راجع است.
قوله: فى الغنم السّائمه: مقصود از « سائمه » حيوانى است كه علوفهاش مجانى