بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧١٢ - مورد تنافى بين مطلق و مقيد
و در عبارت ديگر بگويد: عند الاستيقاظ من النّوم اشرب لبنا حلوا (زمانيكه از خواب برخاستى شير شيرين بياشام) پرواضح است كه اطلاق اوّل با تقييد دوّم هيچ تنافى ندارد زيرا حكم مذكور در كلام اوّل با حكم دوّم متفاوت است و همچنين تنافى بين مطلق و مقيّد منتفى است در جائى كه تكليف در مطلق الزامى بوده و در مقيّد بنحو استحباب باشد، بنابراين در مثال گذشته اگر اصل شرب شير واجب بوده ولى آشاميدن شير شيرين باعتبار اينكه يكى از افراد واجب است مستحب اعلام گرديده باشد قطعا بين ايندو حكم تنافى وجود ندارد و نيز در صورتيكه از تكليف در مقيّد اينطور بفهميم كه آن تكليفى است در ايجاد فرد دوّمى غير از تكليف مطلوب در اوّل مثل اينكه در مثال گذشته از تكليف در مقيّد اينطور بفهميم كه طلب شرب شير شيرين طلب دوّمى است پس از طلب اوّل كه متعلّق آن آشاميدن شير بطور مطلق مىباشد.
و بعبارت ديگر تعدّد مطلوب باشد باين نحو كه يك مطلوب اصل آشاميدن شير بوده و مطلوب ديگر آشاميدن شير شيرين مىباشد.
بيان مراد
قوله: لا يجتمع و التّكليف فى المقيّد: كلمه « واو » بمعناى « مع » مىباشد.
قوله: تعيين شرب الحلو منه: ضمير در « منه » به لبن راجع است.
قوله: فانّه لا ينافيه رجحان الحلو منه: ضمير در « فانّه » بمعناى « شأن » بوده و ضمير منصوبى در « لا ينافيه» به اصل شرب لبن راجع است.
قوله: انّه تكليف فى وجود ثان الخ: ضمير در « انّه » به تكليف فى المقيّد راجع است.
متن: اذا فهمت ما سقناه لك من معنى التّنافي، فنقول: لو ورد في لسان الشّارع مطلق و مقيّد متنافيان سواء تقدّم أو تأخّر، و سواء كان مجيء المتأخّر بعد وقت العمل بالمتقدّم أو قبله، فانّه لا بدّ من الجمع بينهما امّا بالتّصرّف في ظهور المطلق