بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٤٨ - مسئله چهارم آيا اطلاق مستند بوضع بوده يا بغير وضع استناد دارد
افراد مىباشد اكنون مىگوئيم:
اين اطلاق و همچنين اطلاقى كه در كلّيّه جملات مطلقه مىباشد مستند بوضع واضع نبوده بلكه از راه مقدّمات حكمت استفاده مىشود و احدى از علماء در اين معنا مخالف نبوده و مسئله اتّفاقى مىباشد.
نكته دوّم
مسئلهاى كه از نظر حضرات اختلافى است آنستكه:
موضوعله اسماء اجناس آيا معانى آنها بقيد اطلاق و ارسال بوده بطورى كه قيد و مقيّد هركدام جزء موضوعله مىباشند و نتيجتا استعمال اسم جنس در غير معناى مطلق يعنى مقيّد استعمال مجازى است چنانچه بمشهور از علماء نسبت داده شده يا موضوعله آنها نفس معنا است بدون قيد اطلاق فلذا براى استفاده اطلاق و ارسال محتاج به دليل ديگرى هستيم چنانچه نفس مجرّد بودن لفظ از قيد خود كافى براى استفاده چنين معنائى مىباشد، بنابراين استعمال لفظ در غير معناى مطلق استعمال حقيقى است.
اوّل كسى كه باين رأى تصريح فرموده مرحوم سلطان العلماء مىباشد كه آنرا در حاشيه معالم ذكر نموده و پس از وى جميع متأخّرين تا زماننا هذا باين رأى متمايل شدهاند و مرحوم مصنّف نيز آنرا اختيار فرموده.
قوله: اطلاق الجمل و ما شابهها: مقصود از مشابه جمله، ظرف و جارّ و مجرور مىباشد.
قوله: او انّها موضوعة: ضمير در « انّها » به اسماء اجناس راجع است.
قوله: و هو نفس تجرّد اللّفظ من القيد: ضمير « هو » به دال آخر راجع است.
قوله: اذا كانت مقدّمات الحكمة متوفّرة فيه: يعنى مقدّمات حكمت موجود باشند و ضمير در « فيه » به دال آخر راجع است.
قوله: فى المقيّد مجازا: زيرا استعمال در غير موضوعله است چه آنكه موضوعله