بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٩١ - دلالت برخى از هيآت بر حصر
بل شاعر.
يعنى زيد حتما عالم است منتهى علاوه بر آن شاعر نيز مىباشد، در اين استعمال نيز قطعا « بل » بر حصر دلالت ندارد.
سوّم: آنكه دلالت مىكند بر ردع و ابطال آنچه ابتداء ثابت كرديم مانند: ام يقولون به جنّه بل جائهم بالحقّ. (يا مىگويند در او حالت جنون است نه چنين است بلكه صرفا براى ايشان حقّ را آورده است).
در اينقسم از استعمال كلمه « بل » دلالت بر حصر مىنمايد از اينرو برايش مفهوم مىباشد لذا آيه شريفه دلالت دارد كه حضرت نبوىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امر غير حقّ نياورده است.
دلالت برخى از هيآت بر حصر
چهارم: غير از ادوات برخى از هيآت كلام هستند كه بر حصر دلالت دارند نظير تقدّم مفعول بر عامل همچون ايّاك نعبد و ايّا نستعين يعنى فقط تو را مىپرستيم و صرفا از تو كمك مىخواهيم.
و نيز مانند معرفه آوردن مسنداليه بلام جنس در حاليكه مقدّم ذكر شود همچون: العالم محمّد يا انّ القول ما قالت حذام (كلام فقط همان است كه حذام گفته است).
و امثال اين تراكيب كه در علم بلاغت بتفصيل ذكر گرديدهاند.
ظاهر اين هيآت دلالت بر حصر مىكند، لذا وقتى از آنها حصر استفاده نموديم ديگر جائى براى اينكه شكّ كنيم در ظهورشان نسبت بمفهوم وجود ندارد چه آنكه قبلا گفتيم مفهوم لازمه بيّن براى حصر مىباشد و از آن منفكّ نيست، و سخن بيشتر از اين به درازا كشانيدن از حوصله اين كتاب كه بنايش بر اختصار است خارج مىباشد.