بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٦٣ - آراء در مسئله و بيان حق در آن
للحكم عليه، مثلما اذا قال القائل: « اصنع شكلا رباعيّا قائم الزّاوية متساوي الاضلاع» فانّ المفهوم منه انّ المطلوب صنعه هو المربّع: فعبّر عنه بهذه القيود الدّالّة عليه، حيث يكون الموضوع هو مجموع المعنى المدلول عليه بالعبارة المؤلفة من الموصوف و الوصف، و هي في المثال (شكل رباعي قائم الزّوايا متساوي الاضلاع) و هي بمنزلة كلمة مربّع، فكما أنّ جملة (اصنع مربّعا) لا تدلّ على الانتفاء عند الانتفاء كذلك ما هو بمنزلتها لا تدلّ عليه، لانّه في الحقيقة يكون من قبيل الوصف غير المعتمد على الموصوف.
ترجمه:
آراء در مسئله و بيان حقّ در آن
شكّى نيست كه تقييد بوصف در صورت وجود قرينه خاصّ دلالت بر مفهوم دارد چنانچه در فرضى كه قرينه بر عدم مفهوم قائم باشد بدون ترديد كلام بر آن دلالت ندارد مثل اينكه وصف وارد مورد غالب بوده بطورى كه از آن اينطور فهميده شود حكم وجودا و عدما منوط به وصف نمىباشد مانند آنچه در فرموده حقتعالى وارد شده: و ربائبكم اللّائى فى حجوركم.
در مثل چنين عبارتى مطلقا مفهوم ثابت نيست زيرا از آن اينطور فهميده مىشود كه توصيف « ربائب » به « فى حجوركم» صرفا بخاطر غلبه اين وصف بوده و غرض از آن اينستكه بدينوسيله به علّت حكم اشعار گرديده است چه آنكه ربيبههائى كه در دامان شوهران زنان تربيت مىشوند همچون دختران خودشان بوده لاجرم اين تنزيل و تشابه علّت آن گرديده كه ربائب نيز همچون دخترانشان بر آنها حرام باشند و نتواند ايشان را بنكاح و ازدواج خويش درآورند.
پس در مورديكه قرينه بر وجود يا عدم مفهوم در كلام باشد آن مثال از مورد صحبت خارج است بلكه نزاع منحصرا در وقتى است كه قضيّه از قرائن خاصّ مجرّد باشد، نه قرينه بر وجود مفهوم داشته و نه بر عدم آن قائم باشد چه آنكه در چنين