بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٢٥ - حكم اينقسم از جملات شرطيه
قوله: بمعنى انّه هل يستكشف: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: لانّ شخص كلّ حكم الخ: مقصود از « شخص حكم» نفس حكم جزئى و خاصّى است كه در مورد قضيّه اطلاق شده جعل گرديده است مثلا در جمله: ان احسن صديقك فاحسن اليه.
همانطوريكه گفته شد تالى و جواب « فاحسن اليه» بوده كه دلالت بر وجوب احسان به صديق مىنمايد، حال مىگوئيم:
ممكنست مقصود از وجوب احسان دو امر باشد:
الف: وجوب احسان بطور كلّى كه از آن به نوع حكم يا سنخ نام مىبرند.
ب: وجوب احسان خاصّ و آن نفس وجوبى است كه متكلّم در حقّ مخاطب نسبت به دوست در همين كلام انشاء نموده كه آن فرد و مصداقى است از وجوب احسان كلّى و از آن به شخص حكم ياد مىكنند.
اگر مقصود از « وجوب احسان» نوع و سنخ باشد چه صديق احسان كرده و چه آنرا ترك نمايد حكم مزبور همچنان باقى است باين معنا همانطورى كه در صورت احسان صديق حكم به تحقّق و وجودش مىكنيم در فرض ترك احسان وى نيز امكان بقاء و وجودش مىباشد ولى اگر مراد از آن شخص وجوب احسانى باشد كه در اينكلام خاصّ بواسطه متكلّم انشاء شده و موضوعش را احسان صديق قرار داده قطعا وقتى موضوع يا يكى از قيود معتبر در آن منتفى گردد حكم خاصّ نيز كه محدود و مقيّد بآن بوده نيز منتفى مىگردد اعمّ از آنكه بمفهوم قائل بوده يا آنرا منكر باشيم و حاصل كلام آنكه:
اگر حكم در تالى را شخص در نظر بگيريم از قبيل « ان رزقت ولدا فاختنه» مىشود و بحث در ثبوت مفهوم و عدمش لغو و بىجا بوده و محلّى براى طرح اين نزاع نمىباشد لاجرم براى صحّت طرح نزاع مىبايد مقصود از آنرا سنخ و نوع بدانيم.
قوله: او غيرها: يعنى غير قضيّه شرطيّه همچون قضيّهاى كه در آن وصف و