صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٩٩
محمّد بن يعقوب، در بغداد، نزديك سفرا بوده و در سال فوت آخر سفرا، ابو الحسن على بن محمّد السَمُرى ـ رَحِمَهُ اللّه ُ تَعَالى ـ كه سال سيصد و بيست و نه هجرى باشد، فوت شده، يا يك سال قبل از آن. پس مى تواند بود كه هر حديثى در اين كتاب كه در عنوانش «وَ قَدْ قَالَ الْعَالِمُ عليه السلام » باشد، يا «وَ فِي حَدِيثٍ آخَر» يا مانند آنها باشد، نقل از صاحب الزمان عليه السلام باشد بى واسطه يا به توسّط يكى از سفرا، مگر اين كه قرينه صادقه با آن باشد، و مصنّف ـ رَحِمَهُ اللّه ُ تَعَالى ـ در آن زمان، زياد بر اين، اظهار نمى توانسته كرد و شايد كه اين كتابِ مبارك، به نظر اصلاح آن حجّت خداى تعالى رسيده باشد؛ واللّه اَعْلَم! مخفى نماند كه اگر ترجمه، همه جا موافق لفظ عربى باشد، فارسىِ آيان نمى شود و اگر اكتفا به مضمون شود، نمى توانند دانست كه هر لفظى از عربى، چه معنى دارد. پس ما، ميانه مى گزينيم و معذور بايد داشت؛ چه بيان قصد امام معصوم، مطلبى است بزرگ، نه بازيچه و ترك فضولى در آن به قدر وسع احتياطى است لازمِ پر فائده. بدان كه آيات قرآن دو قسم است: اوّل، محكمات؛ دوم، متشابهات. محكمات، آياتى است كه دلالت آنها بر معنى، صريح باشد و احتمال نسخ در آنها نباشد و غيرِ آنها متشابهات است. و ما آنچه در ترجمه بعضِ متشابهات مى گوييم، يا نقل است، يا محض اظهار احتمال؛ چه تفسير آنها از پيش خود، جايز نيست. اين است شروع در شرح.
[خطبه كافى]
.اصل: بسمِ اللّه ِ الرَّحْمنِ الرَّحِيْمِ.
شرح: باء براى استعانت است و اسم كه همزه آن به وصل افتاده، به معنى رفعت و عظمت است، مأخوذ است از سُمُوّ (به ضمّ سين و ضمّ ميم و تشديد واو) و بيان اينها مى آيد در «كِتَابُ التَّوْحِيد» در شرح حديث اوّلِ باب شانزدهم كه «بابُ مَعانِي الأسماء وَاشْتِقاقِها» است. يعنى: مدد مى جوييم در كار خود به رفعت و عظمت آن مستحقِّ عبادت كه بخشنده است به هر چيز هر تدبيرى را كه لايق آن است مهربان است. به خلايق،