صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣١٥
و مخصوص ساز او را به ثنا، به معنى اين كه در حضور او ديگرى از اهل مجلس را ثنا مگو، مثل ثناى او. و بنشين برابر او و منشين در پى سر او. و در مجلس او اشارت مكن به چشم بر هم زدن و دست جنبانيدن؛ بلكه به زبان بگو آنچه را كه مى خواهى. و بسيار مكن از گفتنِ اين كه فلان چنين گفته و فلان چنان گفته، به قصد اين كه مخالف گفته آن عالِم اظهار كنى. و دلگير مشو از درازى زمان هم صحبتى او؛ چه نيست صفت دانا، مگر مانند صفت درخت خرمايى كه انتظارش كشى تا فرود آيد بر تو از آن درخت چيزى. اشارت به اين است كه: اگر عالِم، خود، سخنى گويد، پخته تر است از آنچه در جواب سؤال تو گويد، مانند درخت ميوه كه اگر از آن، ميوه خود فرود آيد، پخته تر خواهد بود و اگر تو چينى، خام و پخته، درهم است، و داناى مسائل دين كه مردمان از دانش او فايده برند، بزرگ تر است در ثواب آخرت از كسى كه روزه دارِ سحرخيزِ جهاد كننده در راه خداى تعالى باشد و مردمان از دانش او فايده نبرند.