صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٥٩
مى ماند يا نه. اگر خواهد اللّه تعالى، باقى مى دارد ايمان رسمى او را تا آخر عمرش و اگر خواهد، برطرف مى كند از او ايمان رسمى را. و خاطر جمع كرده نمى شود بر او از اين كه در صبح، مؤمن رسمى باشد و در شام، كافر صريح يا در شام، مؤمن رسمى باشد و در صبح، كافر صريح، براى آن كه هرگاه كه ديد بزرگى از بزرگان دنيا را، مثل پادشاهان بنى اُميّه و مانند ايشان، دلش با او مى رود. و هرگاه كه ديد چيزى را كه خوب شمرد ظاهر آن چيز را، قبول مى كند كه صاحبش بر حق است، مثل نماز جماعت در اوّل وقت در مسجد الحرام و مسجد مدينه و مانند آن.
.اصل: وَقَدْ قَالَ الْعَالِمُ عليه السلام : «إِنَّ اللّه َ ـ عَزَّ وَجَلَّ ـ خَلَقَ النَّبِيِّينَ عَلَى النَّبُوَّةِ ، فَلَا يَكُونُونَ إِلَا أَنْبِيَاءَ ، وَخَلَقَ الْأَوْصِيَاءَ عَلَى الْوَصِيَّةِ ، فَلَا يَكُونُونَ إِلَا أَوْصِيَاءَ ، وَأَعَارَ قَوْمَا إِيمَانَا ، فَإِنْ شَاءَ ، تَمَّمَهُ لَهُمْ ، وإِنْ شَاءَ ، سَلَبَهُمْ إِيَّاهُ» ، قالَ : «وَفِيهِمْ جَرى قَوْلُهُ تَعَالى : «فَمُسْتَقرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ» [١] » .
شرح: مى تواند بود كه در اين جا از كاتبان كافى غلطى شده باشد؛ چه اين حديث، نقل خواهد شد از امام موسى كاظم عليه السلام در «كِتَابُ الْاءِيمَانِ وَالْكُفْرِ» در حديث چهارمِ باب صد و هشتاد و دوم كه «بَابُ الْمُعَارِين» است و در آن جا به جاى وَخَلَقَ الْأَوْصِيَاءَ عَلَى الْوَصِيَّةِ فَلَا يَكُونُونَ إِلّا أَوْصِيَاءَ چنين است: «وَخَلَقَ المُؤمِنينَ عَلَى الْاءِيمانِ فَلَا يَكُونُونَ إِلَا مُؤْمِنينَ»، و چنين بهتر است. و «خَلَقَ الْمُؤْمِنِينَ» به تقدير «وَخَلَقَ بَعْضَ الْمُؤْمِنيِنَ» است. إيّاه مفعول دوم سَلَبَهُمْ است و بعضى مى گويند كه: بدل اشتمالِ ضمير سَلَبَهُمْ است. و بيان مى شود مفصّلاً در شرح «بَابُ المُعَارِين» از «كِتَابُ الْاءِيمَانِ وَالْكُفْرِ». ضمير فِيهِم راجع به مؤمنين است كه دو قسم اند. جَرى (به جيم و راء بى نقطه و الف منقلبه از ياء) به صيغه ماضى غايب معلومِ باب «ضَرَبَ» است. جريان آيت در چيزى، به معنى اين است كه آن چيز، منطوقِ آيت نيست؛ بلكه در
[١] انعام (٦): ٩٨ .