صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٨٩
.اصل: [عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللّه ِ مَا كَانَ يَضِيعُ مِثْلُ هذَا الْحَشِيشِ ، فَأَوْحَى اللّه ُ إِلَى الْمَلَكِ : إِنَّمَا أُثِيبُهُ عَلى قَدْرِ عَقْلِهِ» .
شرح: فُلَانٌ: مبتداست. مِنْ (به كسر ميم و سكون نون): حرف جرّ است. و ظرف، خبر مبتداست؛ و مراد اين است كه: عبادت او و دين او و فضل او در مرتبه كمال است، چنانچه گويا كه او از آنها مخلوق شده، نظير «خُلِقَ الإِنْسَانُ مِنْ عَجَلٍ» . [١] الدِّين (به كسر دال): فروتنى نزد اللّه تعالى. الْفَضْل (به فتح فاء و سكون ضاد بانقطه): بخشش مال و مانند آن. نَضِرَة (به فتح نون و كسر ضاد بانقطه و راء بى نقطه است) به معنى تازه و خرّم. أَنْ (به فتح همزه و سكون نون كه مكسور شده براى التقاء ساكنين) مفسّره است؛ زيرا كه أَوْحى متضمّن معنى «قَالَ» است. يَضِيعُ در اوّل، [٢] به صيغه معلومِ باب «ضَرَبَ» است. و در دوم، به صيغه معلومِ باب تفعيل و باب «ضَرَبَ» مى تواند بود. يعنى: گفتم امام جعفر صادق عليه السلام را كه: فلان كس كامل است طاعتش و فروتنى اش و كرمش. گفت كه: چگونه است خردمندى و پيروى حقّش؟ گفتم كه: نمى دانم. گفت كه: به تحقيق ثواب آخرت به قدر خردمندى و پيروى حق است و طاعت ظاهرى، اعتبارى ندارد. بيانِ اين آن كه: مردى از فرزندان يعقوب كه بر دين موسى يا عيسى بودند، طاعت مى كرد در جزيره اى از جزيره هاى دريا كه سبزِ خوشْ سبزه بسيارْ درختِ پاكيزه آب بود و فرشته اى از فرشتگان گذشت بر او. پس گفت فرشته، اللّه تعالى را كه: اى صاحب كلِّ اختيارِ من! بنما به من ثواب اين بنده تو را. پس نمود اللّه تعالى به او آن ثواب را. پس كم شمرد فرشته آن ثواب را نسبت به طاعت آن مرد . پس
[١] انبيا (٢١): ٣٧.[٢] يعنى اوّلين بار كه لفظ «يضيع» در روايت شريفه به كار رفته است.