صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٤٢٠
آنها را، چيزى هست كه مانند است به اين مسئله سهل. پس قياس مى كنيم اين مسئله سهل را بر موافق ترِ آنچه از شما شنيده ايم جواب آن را؟ پس امام گفت كه: چه كار است شما شيعه اماميّه را با قياس و قياس را با شما؟ جز اين نيست كه جهنّمى شدند جمعى كه جهنّمى شدند پيش از شما از امّتان پيغمبران سابق به قياس كه عمده طريقِ پيروان ظن است. اين، اشارت است به گفته اللّه تعالى در سوره انعام، در جواب پيروان ظن در اين امّت كه: اللّه تعالى دانسته [است] خواهند گفت كه: چون جميع احكام الهى در محكمات قرآن، صريح نشده، پس علاجى نداريم به غير اين كه پيروى ظن كنيم در بعض احكام الهى كه: «كَذَ لِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ حَتَّى ذَاقُواْ بَأْسَنَا» : [١] چنين در پرده به دروغ نسبت دادند محكمات كتاب الهى و پيغمبران را آن مشركان كه پيش از ايشان بودند تا چشيدند عذاب ما را. بعد از آن، امام گفت كه: چون از جمله احتمالاتِ جواب به خاطر رسد شما را چيزى كه مى دانيد آن را، پس گوييد آن را و اگر به خاطر رسد شما را چيزى كه نمى دانيد آن را، پس فرا گيريد آن را، و اشارت كرد به دست خود، سوى دهن خود. مراد، اين است كه: جواب آن را از دهن من شنويد و بعد از آن گوييد. بعد از آن، امام گفت كه: لعنت كناد اللّه تعالى ابو حنيفه را، بود كه مى گفت كه: گفت على و من گفتم و گفتند اصحاب رسول عليه السلام و من گفتم. مرادش اين است كه: فكرى چند كه من در باب قياس كرده ام، نه به خاطر على رسيده و نه به خاطر باقى اصحاب رسول، و فكر من بهتر از فكر ايشان است. بعد از آن، امام گفت مرا كه: آيا مى نشستى سوى ابو حنيفه؟ پس گفتم كه: نه، و ليك مى دانم كه اين، سخن اوست.
.اصل: فَقُلْتُ: أَصْلَحَكَ اللّه ُ، أَتى رَسُولُ «نَعَمْ، وَمَا يَحْتَاجُونَ إِلَيْهِ إِلى يَوْمِ الْقِيَامَةِ».
[١] انعام (٦): ١٤٨.