صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٠٢
.اصل: «وَقَالَ : «هَلْ لَكُمْ مِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ شُرَكاءَ فِي ما رَزَقْنَاكُمْ فَأنْتُمْ فِيهِ سَواءٌ تَخافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أنْفُسَكُمْ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الآياتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ» ». [١]
شرح: و گفت براى منعِ خلايق از اين كه شريك شوند با او در حكمِ در نيك و بد ـ به اين روش كه به پيروى ظن تصرّفى كنند ـ در سوره روم كه: آيا شما را هستند از جمله غلام و كنيز شما، شريكان در مالى كه روزى شما كرده ايم، پس شما و غلام و كنيز، همگى در تصرّف آن مال، برابر باشيد؛ به اين روش كه ترسيد از غلام و كنيز خود، چنانچه از هم مى ترسيد، اگر شريك هم باشيد در مالى كه مبادا شريك، تصرّفى به قدرِ حصّه خود كند، بى صلاح ديد شما. چنين بيانِ مكرّر مى كنيم دليل هاى ربوبيّت و يگانگى خود را براى جمعى كه خردمندى مى كنند؛ چه ايشان اقرار مى كنند كه هر گاه خودشان راضى به اين ننگ نمى شوند كه غلام و كنيز ايشان بى امر و نهى ايشان تصرّفى در مالى كه ما به ايشان داده ايم كنند، پس اللّه تعالى چون راضى باشد كه بندگان او به سرِ خود و به پيروى ظن، تصرّفى و حكمى در تميز نيك و بد در كارخانه او كه ديگرى به او نداده، كنند.
.اصل: «يَا هِشَامُ ، ثُمَّ وَعَظَ أَهْلَ الْعَقْلِ ، وَرَغَّبَهُمْ فِي الْاخِرَةِ ، فَقَالَ : «وَمَا الحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْاخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ» [٢] ».
شرح: اى هشام! اللّه تعالى اكتفا به كامل كردن حجّت ها به خردمندى هاى خردمندان و مدد پيغمبران به بيان دليل ها نكرد؛ بلكه بعد از اينها همه، پند داد خردمندان را و حرص فرمود ايشان را در سرايى كه بعد از زندگى دنياست؛ به اين روش كه در جواب جمعى كه گفته اند كه: «نيست زندگى مگر همين زندگى دنيا»، گفت در سوره انعام كه: «نيست اكتفا كردن ما به زندگىِ دنياى شما، مگر بازى و غفلت و ما بازيگر و غافل نيستيم و هر آيينه سرايى كه بعد از زندگى دنياست، بهتر است براى
[١] روم (٣٠): ٢٨.[٢] انعام (٦): ٣٢.