صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٧٣
يعنى: و آنچه محمّد صلى الله عليه و آله براى اُمّت خود، بيان حلال بودنِ آن كرده، حلال است و آنچه بيان حرام بودنِ آن كرده، حرام است تا روز قيامت. حقّى مخالف آن دو نخواهد آمد و اين نيز باعث اميدى است كه مذكور شد.
.اصل: وَوَسَّعْنَا قَلِيلاً كِتَابَ الْحُجَّةِ وَإِنْ لَمْ نُكَمِّلْهُ عَلَى اسْتِحْقَاقِهِ ؛ لِأَنَّا كَرِهْنَا أَنْ نَبْخَسَ حُظُوظَهُ كُلَّهَا . وَأَرْجُو أَنْ يُسَهِّلَ اللّه ُ ـ جَلَّ و عَزَّـ إِمْضَاءَ مَا قَدَّمْنَا مِنَ النِّيَّةِ ، إِنْ تَأَخَّرَ الْأَجَلُ صَنَّفْنَا كِتَابا فِي الحُجَّة أَوْسَعَ وَأَكْمَلَ مِنْهُ ، نُوَفِّيهِ حُقُوقَهُ كُلَّهَا إِنْ شَاءَ اللّه ُ تَعَالى ، وَبِهِ الْحَوْلُ وَالْقُوَّةُ ، وَإِلَيْهِ الرَّغْبَةُ فِي الزِّيَادَةِ فِي الْمَعُونَةِ وَالتَّوْفِيقِ . وَالصَّلَاةُ عَلى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ الْأَخْيَارِ .
شرح: نَبْخَس: به باء يك نقطه و خاء بانقطه و سين بى نقطه، به صيغه مضارع معلوم متكلّم مَعَ الْغَير «باب مَنَعَ» است. الحَوْل (به فتح حاء بى نقطه و سكون واو، مصدر باب «نَصَرَ»): پيچيده و كج شدن؛ و مراد اين جا، پيچيدگى عزم و برگشتن آن از كارى است. و مقابله آن با قوّتِ عزم، به اعتبار اين است كه پيچيده، ضعيف مى باشد، مثل چشم اَحْوَل. يعنى: و گشاده كرديم اندكى كتاب حجّت را به معنى كتابى كه در آن مذكور شده احاديث متعلّقه به احوال امام مُفترض الطَّاعه، خواه رسول و خواه وصىِّ عالِم به جميع احكام كه پيروى ظن نكند، اگر چه كامل نساختيم كتاب حجّت را بر قدرى كه لايق آن است. و وجه گشاده كردنِ اندك، اين است كه قصد سابق ما اين بود كه نمى خواستيم كه چيزى كم كنيم از هر چه لايق آن است و از اين قصد در وقت تصنيف كتاب كافى، اندك ميسّر شد و باقى ميسّر نشد و اميد مى دارم كه آسان كند اللّه ـ جَلَّ وَ عَزَّ ـ به عمل آوردنِ آن قصد سابق را. اگر پس اُفتد زمان مرگ، تصنيف كنيم كتابى على حِده در احاديث حجّت، گشاده تر و كامل تر از اين كتاب حجّت. دهيم آن كتاب را هر چه حق آن است، اگر خواسته باشد اللّه تعالى. و به وسيله انگيزى اوست و بس، پيچيده شدنِ عزم از كارى و